تبليغاتX
جهان در انتظار امام مهدی(عج)

اى صادق آل پیامبر!
با بیانى بلیغ و کلامى فصیح، زبان رساى اسلام بودى.
با سخنانى حکیمانه، منطقى استوار و علمى سرشار، برگزیده روزگار بودى و... بنده شایسته پروردگار! تجسّم صبر و اخلاص بودى، چشمه جود و سخاوت بودى، و کوه حلم و بردبارى، و نام‏آور فراست و شجاعت، و جلوه هیبت و جلالت.
چهره فروزان اهل‏بیت بودى، و وارث علوم رسالت. از سلاله پیامبران بودى، عطر و بوى پیامبر را مى‏دادى و مهابت و شکوه او را داشتى!
اى خورشید مدینه دانش! کدام معلّمى را مى‏توان نام برد که به اندازه تو، تربیت یافته مکتب عترت داشته باشد؟ کدام حوزه است که شاگردى تو، برسر درِ آن نقش نبسته است؟ کدام فقیه است که خوشه‏چین خرمن حدیث تو نیست؟
اى امام صادق! تو، ناصرحقایق،دچار منصوردوانقى بودى،آن باطلى‏که لباس حق‏پوشیده و جامه خدمت و خلافت به برکرده بود، تا رعیت را در هیئت شبانى بفریبد و گرگ ایمان و جان آنان شود.
شهادت تو، نشانى از مظلومیّت خطّ اهل‏بیت بود.(نقل از : محدثی ، جواد ، قطعات )

شهادت حضرت امام صادق علیه السلام را به محضر مقدس وارث غدیر و عاشورا حضرت امام مهدی عج و همه شیعیان غدیر باور عاشورائی منتظر حکومت جهانی اسلام به رهبری امام مهدی عج تسلیت عرض می نمایم .اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

محمودی http://ghadeer-ashora.blogfa.com و http://mahdi-shenasi.blogfa.com وhttp://j62m27.persianblog.ir و http://ashora85.blogsky.com و http://ghadeerashora.persianblog.ir

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 ساعت 15:54 | لینک ثابت |

ماه مبارک رمضان است ماهی که (( لیلةالقدر))آن افضل از هزار شب است از لیلةالقدر چه میدانیم ؟

دانشمند فرزانه محمد رضا حکیمی در کتاب خورشید مغرب که در موضوع حضرت امام مهدی عج و انتظار نوشته است در مورد لیلة القدر محققانه گوشه هائی از شب قدر را بیان کرده اند که نظر شما عزیزان را به آن جلب می نمایم و التماس دعا دارم

   

بسم الله الرحمن الرحيم :

انا انزلناهُ في ليلة القدر ، وما ادراك ما ليلةالقدر ، ليلةُ القدر خيرٌ من الفِ شهر ، تنزلُ الملائكة والروحُ فيها بِاِذنِ ربَهِم من كلِ امر ، سلامٌ هيَ حتي مطلع الفجر.

ترجمه آیات : ما قرآن را ، درشب قدر ، فروفرستاديم ، تو ( اي پيامبر) شب قدر را چگونه شبي مي داني ؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است . درآن شب ، فرشتگان و روح به اِذن خدا ، همه فرمانها و سرنوشتها را فرود مي آورند.آن شب تا سپيده دمان ، همه ، سلام است و سلامت .

سؤال :  شب قدر كدامين شب است ؟ اين امر بزرگ چيست ؟ آن شب فرخنده ، كه قرآن فرود آمده است ، چه شبي است ؟ آن شب كه از هزار ماه بهتر است كدام لحظات گرانقدر است ؟

آن شب كه فرشتگان فرود مي آيند، و روح نيز فرود مي آيد كدامين است ؟

اين واقعيت بزرگ ، كه با فعل مضارع بيان شده و استمرار را مي رساند چيست ؟

تنَزَّلُ الملائكةُ والروح فرشتگان و روح همي فرودآيند ، به كجا ؟

فرشتگاه و روح ، در هرسال ، در شب هنگام «قدر» پيوسته فرود مي آيندو به اذن خدا ، هر «امري» و «تقديري » را فرود آورند . اين امر چگونه است ؟

فرشتگان نزد چه كسي در روي زمين فرود مي آيند؟

فرمانها وتقديرهارا به چه كسي مي سپارند؟

آنجا كه روح با فرشتگان فرود مي آيند كجاست ؟

آن استان مقدس  ، ومطلع نور ، گه « كل امر» به همراه فرشتگان و ، بجانب آن فرود آورده مي شود ، كدام آستان است ؟

در شب قدر فرودگاه فرشتگان در كدام سرزمين مقدس ، و مهبط مطهر است؟

آن شب ، كه بايد شكوائيه هجران را در نورديد ، وبه اميدِ وصل و ديدار نشست ، واز جام طهور « سلام » تا  «مطلع فجر » ، سرمست بود ، كدام شب است ؟

آن شب كه كه شاعر حافظِ قرآن ، با الهام گرفتن از قرآن ، آن را « شبِ وصل» مي نامد ، ونامه هجران را در آن شب ، طي شده وپايان يافته مي خواند كدام شب نوراني ودل افروز است؟ شبي كه بايد در عاشقي ثابت قدم بود : يعني بايد در طلب كوشيد ، و بيدارماند ، و ديدار جست ، و احيا بايد گرفت ، وبه نيايش پرداخت ، وكار خير كرد ، و صالحات بجا آورد ، وبه نيازمندان رسيد ، ودانائي طلب كرد ، و مذاكره علم نمود .

شبي كه بايد به ياد روي آن محبوب عزيز ، و آن يار آواره از ديار و پنهان رخسار ، با دردمنديهاي عاشقانه ناليد ، وديدار روي اورا از خدا طلبيد .. كدام شب عزيز است ؟

شب وصل است وطي شد نامه هَجر                     سلام فيه حتي مطلع الفجر              

دلا در عاشقي ثابت قدم باش                              كه در اين ره نباشد كارِ بي اَجر.

برآ اي صبح روشندل خدا را !                          كه بس تاريك مي بينم شب هَجر

دلم رفت ونديدم روي دلدار                              فغان از اين تطاول ، آه از اين زجر

شبي درسال:

از آيات سوره شريفه قدر بروشني در يافت مي گردد كه در هرسال «شب قدر» وجود دارد ، ودر هرسال يك شب شب قدر است .

ليله مباركه

شب قدر ، در قرآن كريم علاوه بر سوره قدر ، در سوره دخان نيز مطرح شده است :

اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيلَةٍ مبارَكَةٍ ، اِنّا كُنّا منذرين ، فيها يُفـرَقُ كُلُّ اَمْرٍ حَكيمٍ ، اَمراً مِن عِندِنا ، اِنّا كنّا مُرسلين .

ما قرآن را ، در شبي با بركت و خجسته ( شب قدر) فرو فرستاديم ، تا خلق را بياگاهانيم وهشدار دهيم.

در اين آيه نيز فعل به صورت مضارع « يُـفْرَقُ » ادا شده ، ودلالت بر استمرار دارد .

آنچه از احاديثي كه در تفسير سوره قدر و تفسير آيات آغازين سوره دُخان آمده فهميده مي شود اين است كه فرشتگان در شب قدر مقدرات يكساله را به نزد ولي مطلق زمان مي آورند و بر او عرضه مي دارند ، اين واقعيت همواره بوده و خواهد بود . در روزگار پيامبر «ص » محل نزول فرشتگاه در شب قدر آستان پامبر اسلام «ص » بوده است . اين امور مورد قبول همه امت اسلامي مي باشد و موضوع ديگري كه مورد قبول است اين است كه پس از پيامبر اسلام «ص » نيز شب قدر وجود دارد ، و شب قدر در هر سالي هست .

در باره اين امر شناختي مهم : احاديث متعددي نفل شده كه به چند مورد اشاره مي نمائيم :

1- رشيد الدين ميبدي ، مفسر معروف اهل سنت و جماعت مي گويد :

( برخي گفته اند : اين شب قدر ، به روزگار پيامبر « ص » بود ، وسپس از ميان رفت . اما چنين نيست ، زيرا كه همه اصحاب پيامبر و علماي اسلام معتقدند كه شب قدر ، تا قيام قيامت ، باقي است . <کشف الاسرار ج 10/ 559 >)

2- شيخ طبرسي در اين باره ، روايتي را از ابوذر غفاري نقل مي كند :

( جاءَتِ الرَّوايَةُ عن ابي ذر ، انهُ قال : قُلتُ : يا رسول الله ليلةُ القدرِ هِيَ شيْ ءٌ تَكُونُ علي عَهْدِ الاَنبيا ء ، يُنزَلُ فيها ، فَاِذا قُبِضُوا رُفِعَتْ ؟ قالَ لا ، بَلْ هِيَ اِلي يَومِ القيامة ).

از ابوذر غفاري روايت است كه گفت : به پيامبر خدا«ص» گفتم اي رسول خدا ، آيا شب قدر و نزول فرشتگان ، در آن شب ، تنها در زمان پيامبران وجود دارد ، وچون آنان از جهان رفتند ، ديگر شب قدري نيست ؟ پيامبر فرمودند : نه ، بلكه شب قدر ، تا قيام قيامت هست .

در اصول كافي از امام صادق عليه السلام چنين آمده است :

علي عليه السلام بسيار مي فرمود : كه هر گاه دو تن (اولي ودومي) از اصحاب نزد پيامبر «ص » بودند ، و آن حضرت سوره انا انزلناه را با خشوع و گريه تلاوت مي كرد ، مي گفتند چقدر در برابر اين سوره حساسي ؟

مي فرمود : اين حساسيت براي چيزي است كه چشمانم ديده است ، و جانم نيوشيده است . و پس از من ، جان اين مرد ( اشاره به علي ) خواهد نيوشيد . مي پرسيدند : تو چه ديده اي ، و او چه خواهد ديد؟

پيامبر «ص» روي خاك مي نوشت : تَنَزَّلُ الملائكةُ والروحُ فيها باذن ربهم من كل امر . آنگاه مي فرمود : پس از اينكه خداوند متعال فرموده است : هر امري ، آيا چيز ديگري باقي خواهد ماند ؟ مي گفتند : نه .

تعيين شب قدر :

بعضي از علماي عامه گفته اند ، شب قدر يك شب نا معلوم در ميان سالاست .

بعضي ديگر گفته اند از ماه شعبان و رمضان خارج نيست .

ولي نزد علماي شيعه اختلافي نيست كه شب قدر در ماه رمضان ماه نزول قرآن است و شبهاي 19 و 21 و 23 ماه رمضان است .

صاحب شب قدر را بشناسيم :

هنگامي كه در شناخت قرآني به اين نتيچه مي رسيم كه در هر سالي شب قدر هست ، بايد توجه كنيم كه ، صاحب شب قدر نيز بايد هميشه وجود داشته باشد ، وگر نه ، فرشتگان بر چه كسي فرود بيايند؟ و جاري امور را به اذن خدا به چه كسي بسپارند ؟ پس چنانكه « قرآن كريم » تا قيام قيامت هست و شب قدر نيز تا قيام قيامت هست صاحب شب قدر نيز بايد تا قيام قيامت به عنوان حجت خدا باشد .

بعد از پيامبر اكرم «ص» اين مقام صاحب شي قدر از آن جانشينان پيامبر است .

در اصول كافي آمده است كه علي عليه السلام فرمود :

اِنَّ ليلَةَ القدر، في كلِ سَنَةٍ ، وَاِنَّهُ يُنْزَلُ في تلكَ الليلةِ اَمْرُ السَنَة.وَاِنَّ لِذلكَ الامْرِ وُلاةً بعدِ رسولِ اللهصلي الله عليه و آله وسلم.

شب قدر ، درهرسال ، هست .در اين شب ، امور همه سال ( و تقدير ها و سرنوشتها ) فرو فرستاده مي شود ، پس از در گذشت پيامبر «ص» نيز ، اين شب صاحباني دارد .

بسيار قابل توجه است كه عالملن اهل سنت نيز ، در مواردي اين حقايق را بصراحت گفته اند ، از جمله در شرح حديث « ثَقَلَين » ، اين حديث مشهور و متواتر است ، و صدها مدركِ سني و شيعي آن را نقل كرده اند ، و يكي از مسلمترين حقائق اسلامي و احاديث نبوي است .

پيامبر «ص » مي فرمايند : اني تاركُ فيكم الثقلين ، ما اِنّ تَمَسَّكْـتُمْ بِهِما لَنْ تضَلُّوا بَعْدي ، اَحَدُ هُما اَعْظَمُ منَ الآخر ، كتابُ اللهِ وَ عِتْـرَتي .

من ، در ميان شما امت ، دو شئيء گرانبها مي گذارم و مي روم ، تا هنگامي كه به آن دو چنگ زنيد و پيروي كنيد ، گمراه نخواهيد شد ، يكي از اين دو ، از ديگري اعظمتر است ، اين دو ، كتاب خدا و عترت من است .

در باره حديث ثقلين عالملن اهل سنت نيز بيانات زيادي دارند، در اين جا به عنوان نمونه از محدث معروف اهل سنت به نام ابن حجر هيتمي مكي شافعي از كتاب ، صوائقُ المُحْرقة نقل مي كنيم :

« وَفي احاديثِ الحَثِّ عَلَي التَّمَسُّكِ بِاَهلِ البَيت ، اِشارةٌ اِلي عَدَمِ انْقِطاعِ مُـتَـاَهَّلٍ مِنهُم للتَّـمَسُّكِ بِهِ ، اِلي يَومِ القيامة ، كما اِنَّ الكتابَ العزيزَ كَذلك ، وَلِهذا كانُوا اَماناً لِاَهلِ الارض»

احاديثي از پيامبر « ص » رسيده است و در آنها تاكيد شده است بر پيروي از خاندان پيامبر و چنگ زدن به هدايت آنان ، مي فهماند كه هميشه (در طول زمان ) تا قيام قيامت ، كسي از خاندانش وجود دارد كه شايسته رهبري و هدايت است ، چنانكه قرآن نيز تا قيامت راهبر و هادي است ، وبراي همين (كه هميشه كسي از ايشان در جهان هست ) ، آنان سبب ايمني و بقايند براي اهل زمين .

در اينجا با توجه به آنچه گفته شد تاكيد مي كنيم كه : مسئله « تداوم تقدير » و « تداوم مجري تقدير »

مسئله اي حتمي و قانون الهي است ، واين واقعيت تغيير نا پذير است ، همواره بوده و خواهد بود .

در اين خصوص از امام جواد عليه السلام نيز فرمايشي را نقل مي كنيم كه بيان همين حقيقت حقه است .

: خداوند متعال ، شب قدر را ، در ابتداي آفرينش دنيا آفريد ، همچنين در آن شب ، نخستين پيامبر و نخستين وصي را آفريد ، در قضاي الهي چنان گذشت كه در هر سال شبي باشد ، كه درآن شب ، تفصيل امور و مقدرات يك ساله فرود آيد بي شك پيامبران در ارتباط با شب قدر بوده اند ، پس از پيامبران نيز ، بايد حجت خدا وجود داشته باشد ، زيرا زمين از نخستين روز خلقت خود تا آخر فناي دنيا ، بي حجت نخواهد بود ، خداوند ، در شب قدر ، مقدرات را به نزد آن كس كه بخواهد ( وصي و حجت ) فرو مي فرستد . به خدا سوگند ، روح و ملائكه در شب قدر ، بر آدم نازل شدند ، ومقدرات امور را به نزد او آوردند. وحضرت آدم در نگذشت مگر اينكه براي خود وصي و جانشيت تعيين كرد ، همه پيامبراني كه پس از آدم آمدند نيز ، بر هركدام ، در شب قدر ، امر خداوند نازل مي گشت ، و هر پيامبري ، اين مرتبت را ، به وصي خويش مي سپرد .

قرآن و شب قدر :

راوي به امام صادق عليه السلام در باره شب قدر سؤال مي كند و عرض مي كند :

« در باره شب قدر ، به من اطلاعاتي بدهيد ! آيا در اين شب ، فقط در روزگاران گذشته بوده است ، يا اينكه شب قدر ، در هر سال هست ؟ امام (ع) مي فرمايند : لَوْ رُفِعَـتْ لَيلةُ القدرِ ، لَرُفِعَالـقـُرْآنُ

اگر شب قدر را بردارند ، قران را نيز بر مي دارند.»

 درحديثي ديگر از امام صادق عليه السلام آمده است : « هنگامي ، علي عليه لسلام ، سوره انا انزلناه  را مي خواند ، وفرزندانش حسن و حسين ، در نزد او بودند . امام حسين به پدر عرض كرد : اي پدر ، وقتي تو اين سوره را مي خواني ، شيريني و حلاوت ديگري حس مي كنيم . علي «ع» فرمود : اي فرزند پيامبر وفرزند من ، من از اين سوره چيزي مي دانم كه تو (اكنون) نمي داني . چون اين سوره فرود آمد ، جد تو پيامبر «ص» مرا خواست ، وقتي نزد او رفتم ، سوره را خواند ، آنگاه دست خويش را به روي شانه راست من نهاد و فرمود : اي برادر و وصي من ، اي ولي امت من پس از من ، واي جنگنده بي امان با دشمنان من ، اين سوره ، پس از من ، از آنِ تواست ،  وپس از تو ، ازآنِ دو فرزند تو است . جبرئيل ـ كه در ميان فرشتگان او برادر من است ـ حوادث يك سال امت مرا ( در شب قدر ) به من خبر مي دهد . و پس از من ،  اين اخبار را به تو خواهد داد . وَ لَها نُورٌ ساطِعٌ ، في قلْبكَ وَقلُوبِ اَوْصيائكَ ، اِلي مَـطْـلَعِ فَـجْـرِ الْقـائِمْ ـ اين سوره ، در قلب تو ، ودر قلب اوصياي تو ، همواره ، نوري تابناك خواهد افشاند ، تا هنگام طلوع سپيده دمان ظهور قـائـم .ـ

شيخ مفيد از امام جواد عليه لسلام و او از پدران خود ، و از علي «ع» ، از پيامبر «ص» نقل نموده كه به اصحاب خود فرمودند :

آمِنُوا بِليلَةِ القدر ، فَاِنَّهُ يُـنْـزَلُ فيها اَمْرُ السَّنَة ، وَ اِنَّ لِذلكَ وُلاةً  من بعدي : عليَ ابن ابي طالب وَ اَحَدَعشر من وُلدهِ.

شب قدر را باور داريد ، در اين شب ، تقدير امور سال فرستاده مي شود ، اين شب را پس از من صاحباني است . صاحبان اين شب پس از من علي «ع» و يازده فرزند اواست .

پيام امام جواد عليه لسلام در مورد شب قدر و سوره مباركه انا انزلناه :

يا مَعْشَرَ الشيعة ؛ خاصِشمُوا بسُورِه « انا انزلناه في ليلة القدر» تـَفْـلُـجوا ، فَوَاللهِ اِنّها لَحُجَّةُ الله ـتبارك و تعالي ـ عَلَي الخَلقِ بَعدَ رسولُ الله ـ صلي الله عليه و آله و سلم – وَ انَّها لَسَيّدَةُ دينِكُم ، وَ اِنَّها لَغايَةُ عِلمِنا . يا معشر الشيعة ، خاصموا ؛ بِ « حم والكتابِ المبين * انا انزلناه في ليلةِ المباركةٍ  ، اِنا كُنا مُنذرين » فَاِنّها لِـوُلاةِ الاَمر، خاصَّةً ، بعدَ رسولِ الله صلي الله عليه و آله و سلم .

اي پيروان تشيع ! با مخالفان امامت ، به سوره انا انزلناه ، استدلال كنيد ، تا پيروز گرديد . بخدا سوگند ، اين سوره ، نقطه اوج دين شماست . اين سوره نشانه ابعاد علم ما است . اي شيعيان ، همچنين به سوره حم دخان كه در آن آيه انا انزلناه في ليلةٍ مباركه ، امده است استدلال كنيد . (حکیمی ، محمد رضا ، خورشسد مغرب ، فصل هشتم ) 

نتیجه :

همه ساله درلیلةالقدر فرشتگان همراه با بزرگ خود جناب روح از آسمان به زمین فرود می آیند و مقدرات برنامه های  یک ساله را به خدمت حجت و جانشین خدا در روی زمین عرضه می دارند .

در عصر ما عصرغیبتِ حضرت ولی عصرامام مهدی عج در شب قدر فرشتگاه همراه روح بر روی زمین فرود می آیند و مقدرات و برنامه های یک ساله را که در لوح محفوظ ثبت است  خدمت آنحضرت که آخرین وصی پیامبر اعظم و تنها حجت خدا درروی زمین است ارائه می نمایند.

خدایا اجازه ظهور و حضور ولیت امام مهدی عج را در شب قدر این ماه رمضان جزء مقدرات و برنامه ها (کل امر) قرار بده اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در دوشنبه نهم مهر 1386 ساعت 18:10 | لینک ثابت |

میدان ژاله (میدان شهدا ) تهران میعادگاه عاشقان شهادت و ایثار

فرازهایی ازاعلامیه امام خمینی قدس سره در باره قتل عام مسلمین در میدان ژاله تهران در 17 شهریور 1357 و... توسط دژخیمان نظام پوسیده شاهنشاهی به فرمان آمریکای جنایتکار و حکومت نظامی در تهران و چند شهر دیگر :

ملت شریف و شجاع ایران

بار دیگر شاه با دستور حکومت نظامی در تهران و سایر شهرستانهای مهم ایران ثابت کرد پایگاهی در میان ملت ندارد .اعلام حکومت نظامی در محیطی ارام که به اقرار رادیو و مطبوعات ایران راه پیمائی با کمال ارامش انجام می گرفت ... شاه برای به رگبار بستن مردم بی دفاع و مظلوم بهانه ای را بهتر از حکومت نظامی ندید ، روز های اخیر ، تهران و سایر شهرستانهای مهم ایران برای اظهار مظلومیت و مخالفت با مجرمی که سی و پنج سال بر مقدرات آنان سلطه دارد و جنایت و خیانت های او در کشور و مخالفتهای با قانون اساسی واضح است ، شاهد راهیمایی آرام بود .

اظهار مخالفت با مجرمی که تمام هستی ملت را به باد داده است از طرف کسانی بود که در حد عالی شعور سیاسی و دینی بودند به طوری که ارتش را گلباران کنند ولی << دولت آشتی ملی >>آنان را به عنوان شعار بر خلاف قانون اساسی محکوم نمود و حال آنکه شعار آنان بر ضد قانون اساسی شکن یعنی شاه بود . شعار بر ضد رژیم غیر قانونی بود ، اظهار مظلومیت بود . ولی واقعیت این است که شاه می خواهد انتقام خود را از ملت بی دفاع بگیرد و با صحنه سازی های مبتذل ملت بی دفاع را به مسلل به بندد و نفس ها را به خیال باطل خودش در سینه خفه گرداند ولی دیگر دیر شده است و ملت مظلوم و بیدار ایران آگاه گردیده است .

من هنوز اطلاع دقیقی از کشتگان و مجروهان در سراسر ایران ندارم  ولی خبر گزاریها تعداد کشتگان را صدها نفر گزارش کرده اند وخبر های رسیده از تهران این تعداد را بیش از هزارنفر می گویند ......چهره ایران امروز گلگون است دلاوری و نشاط در تمام اماکن به چشم می خورد ، آری این چنین است راه امیر المومنین علی علیه السلام و سرور شهیدان امام حسین علیه السلام است .

ای کاش خمینی در میان شما بود ودر کنار شما در جبهه دفاع برای خدا تعالی کشته می شد .ملت ایران مطمئن باشید که دیر یا زود پیروزی از آن شما است ...... شما ای ملت ایران تصمیم گرفته اید خود را از شر رژیم شاه خلاص گردانید ..........مطمئن باشید که هیچ قدرتی نمی تواند با شما که بیدارید و به پا خاسته اید روبرو شود .............شما ای علمای بزرگ اسلامی و سیاسیون بزرگ که از فشار شاه هراسی به دل راه نمی دهید ، نشانه ء اعتماد و قوت روحیه ملت هستید و در این موقع حساس نه تنها باید استقامت کنید بلکه روحیه عالی مقاومت جامعه را هر چه بیشتر باید تقویت کنید و هرچه صفوف خود را برای مقابله با دشمن مردم ایران متشکل تر کنید . ازخداوند متعال نصرت اسلام و مسلمین را خواستارم . والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته .روح الله الموسوی الخمینی  

و همچنین حضرت امام خمینی قدس سره درفرازی از پیامی دیگر که در تاریخ هشتم شوال 1398 می فرمایند :

" معذلک من به نیابت از حضرت ولی عصر امام زمان (ع) به همه مسلمانان جهان مصیبت چهارم شوال سال 98 ق ( 17 شهریور 57) را خاصه به خانواده های داغدار تسلیت می گویم و در عین حال تبریک و خدا شاهد است مصطفای من تنها آن نبود که سالش نزدیک است ، بلکه همه به خاک و خون کشیده های حادثه شوال – 17 شهریور- مصطفا های من بودند .....

اما فرج وپیروزی حق بر باطل از آن نزدیک تر است و از این پس جا دارد که همه کارهای خود را تعطیل کنیم ، نه برای همیشه که بهمین زودی ظالم جبار سرنگون می شود" .

فاجعه خونین کشتار بی رحمانه هموطنان عزیزمان در میدان ژاله آن روز تهران توسط مزدوران نظام شاهنشاهی به دستور سردمداران وقت آمریکای جنایتکار نه تنها تهران بلکه ملت بزرگ ایران و جهان انسانیت را داغدار نمود ضمن عرض تسلیت و تبریک به بازماندگان شهدای آن روز . یاد و خاطره شهدای مظلوم 17 شهریور را با حفظ ارزش های اسلامی و پاسداری از انقلاب اسلامی که ثمره خون شهیدان گلگون کفن است گرامی داشته و با اطاعت از مقام عظمای ولایت و وحدت کلمه در برابرهر گونه تهاجم دشمن قسم خورده ایستاده ایم تا اینکه با ظهور صاحب اصلی انقلاب اسلامی امام مهدی عج دروازه های شرق و غرب را بگشائیم و دیگر اثری از ظلم و فساد و تباهی و الحاد در جهان مشاهده نشود به امید آن روز اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در جمعه شانزدهم شهریور 1386 ساعت 23:28 | لینک ثابت |

این وبلاگ ناخواسته در کمند فیلتر گرفتار شده است و شرکت مخابرات تقصیرندارد ولی باید دقت بیشتری می کرد . فیلتر شدن به علت نقص برنامه فیلترینگ است چرا که تخلفی در این وبلاگ وجود ندارد و فیلتر نمودن وبسایتهای متخلف مورد تائید بوده و حق مسلم نظام اسلامی است .  لطفابا آدرس http://ghadeer-ashora.blogfa مراجعه فرمائید
نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 22:14 | لینک ثابت |

باسمه تعالی - اظهارات اخیر دولتمردان آمریکا در مورد ایران و اهانت بی شرمانه و ناجوانمردانه نسبت به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران خشم ملت بزرگ ایران اسلامی را بر علیه آمریکا بر انگیخته است .به جنایتکاران آمریکائی اعلام می شود که : ای آمریکا تو از ملتی بزرگ سیلی خورده ای و بیشتر از این هم خواهی خورد و از این غصه بمیر . یاوه گوئیهایت هیچ تاثیر در جهان انسانیت ندارد و تنها خود فروختگان و جیره خوارانت  با این اهانت ها  برایت به ظاهر هورا کشند و در حالیکه در دل به ابلهیت و مزخرفاتت به خدنده در آيد . این اظهارات آبروی نداشته طرفداران اندکت را  نیز برده است .ای آمریکا ؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران اسلامی فرزندان غیور ملت ایرانند که در قلب ملتی بزرگ جای دارند . آنان با خدای خویش پیمان بسته اند که تحت فرمان ولایت فقیه در عصر غیبت امام مهدی نجات دهنده بشریت عج  از ارزشهای اسلامی انقلاب  و تمامیت ارضی ایران اسلامی دفاع نمایند و دفاع از حقوق ملتهای مظلوم و تحت ستم از ویژگیهای فرزندان ایران اسلامی است .نصیحت ملتی بزرگ به ملت آمریکا این است : اظهارات دولتمردان آمریکائی بر علیه ایران و ایرانیان به نفع ملت آمریکا نیست بلکه موجبات تنفر جهانیان و آزادگان جهان از دولت ستم پیشه آمریکا است .

ای دلاورمردان ای فرزندان رشید ایران اسلامی ای پاسداران انقلاب اسلامی و میهن اسلامی شما نشاه داده اید که به حق تا کنون تحت فرماندهی ولی امر مسلمین جانانه از مرزهای ایران اسلامی و ارزشهای والای اسلامی دفاع کرده و می کنید و یاوه گوئی یاوه گویان در شما تاثیری نخواهد داشت چرا که شما با خدا معامله کرده اید و خداوند حامی و یاور شما و ملت ایران اسلامی است .ای سربازان امام مهدی عج مبارک باد بر شما پاسداری از انقلاب اسلامی و ایران اسلامی تحت فرمانهدهی مقام عظمای ولایت در عصر غیبت امام معصوم .اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 22:24 | لینک ثابت |

باسمه تعالی

در عمق خاطراتم

سوم ماه شعبان خجسته زلد روز سرور آزادگان حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام  ،  ایام میلاد حضرت امام سجاد علیه السلام و حضرت ابوالفضل علیه السلام را به ساحت مقدس وارث غدیر و عاشورا و منقم حقیقی خون شهدای راه خدا خضرت امام مهدی عج و به همه مسلمین واحرار جهان تبریک و تهنیت عرض نموده واز خداون منان استدعا داریم که به حرمت مواید این ماه بزرگ فرمان هرج و ظهور ولیش امام مهدی عج صادر فرماید اللهم عجل لولیک الفرج والنصر 

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 0:43 | لینک ثابت |

یا مهدی موعود ای صاحب الزمان ای وارث غدیر وبعثت ای آخرین وصی رسول خدا (ص) عیدبزرگ اسلامی بعثت پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله را به پیشگاه مقدست وبه همه مسلمین ، وغدیرباوران عاشورائی منتظر ظهور دولت جهانیت (بیدارگران خداجوی مدافع بعثت و غدیر ) تبریک و تهنیت عرض نموده واز درگاه خداوند سبحان تمنای ظهور و حضورت را داریم اللهم عجل لولیک الفرج والنصر   
نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 23:50 | لینک ثابت |

شهادت هفتمين اختر هدايت درآسمان ولايت وامامت ،حضرت امام موسي ابن جعفر عليه السلام را به پيشگاه  امام عصر  (عج) و به عموم شيعيان و شيفتگان ولايت و امامت بخصوص بیدارگران ورهروان راه غدیر تسليت عرض مي نمايد و از درگاه قادر منان عاجزانه در خواست مي نماءيم كه بحق اين امام مظلوم مشلات جهان بشريت را با اجازه ظهور امام مهدي (عج)منجي عالم بشريت درمان و جهان را از لوث وجود جباران و متجاوزين به حقوق انسانها بخصوص صهیونیسم بین المللی پاك فرمايد اللهم عجل لولیک الفرج والنصر .
نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 15:18 | لینک ثابت |

یک سال قبل با فرمان آمریکا و اروپا در جهت تحقق برنامه خاورمیانه ای جدید ارتش تا بن دندان مسلح اسرائیل عاصب سرزمینهای اشغالی به جنوب لبنان حمله کرد تا نقشه شوم استعمار غرب را اجرا نماید .ولی این حملات ددمنشانه که نشانگر وحشی گری ارتش و دولت غاصب اسرائیل و حامیان آمریکائی و اروپائیش بئد با مقاومت ملت رشید لبنان (مسلمانان و مسیحیان ) روبرو گردید .مقاومت لبنان در برابر ارتش ددمنش اسرائیل ایستاد و با دفاع جانانه اش تمام نقشه شوم صهیونیسم بین الملل را نقش بر آب نمود .پیروزی حزب الله به رهبری مجاهد نستوه سید حسن نصرالله بر اسرائیل ستمگر برنامه های استعماری را در تغییر نقشه خاور میانه جدید بر هم زد و نشان داد که در برابر مقاومت اسلامی هیچ ارتشی تاب مقاومت ندارد . امید است که رهبران بعضی از کشورهای مدعی مسلمانی از خواب گران بیدار شده باشند و از این مقاومت درس آزادگی و پیروزی بر دشمن را آموخته باشند .

سالگرد پیروزی حزب الله به رهبری و فرماندهی اسوه مقاومت و پایداری . مجاهد نستوه سید حسن نصرالله بر امت اسلامی و نیروی مقاومت لبنان و حزب الله لبنان مبارک باد . اللهم عجل لولیک الفرج والنصر  

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در شنبه سیزدهم مرداد 1386 ساعت 14:57 | لینک ثابت |

این وبلاگ نا خواسته توسط شرکت فناوری اطلاعات ( مخابرات ) ایران فیلتر شده است .این بخاطر این است که برنامه فیلترینگ ناقص بوده و متاسفانه علی رغم میل شرکت مذکور فیلتر شده است چرا که این وبلاگ هیچگونه تخلفی را نداشته و ندارد .
نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در چهارشنبه دهم مرداد 1386 ساعت 0:15 | لینک ثابت |

صلي الله عليك يا امير المومنين يا علي ابن ابيطالب

يا حجة الله علي خلقه

 مولاي من

  بار ديگر سيزدهم ماه رجب  سالـروز ميـلادت ،  اي قـامـت رساي امامت و ولايت در هاله اي از   شور و عشق فرا رسيد .

مولاجان

 بار ديگر شيعيانت سالروز ميلادت را در غربت   شبهاي طولاني غیبت وانتظارظهورفرزندت امام مهدي (عج) درايران اسلامي ، كشور عشق ، ايثار، شهادت ، گرامي داشته و به جشن و سرور نشسته اند.

مولای من :  اين روز خجسته را به پيشگاه مقدست و به فرزند برومندت امام عصر(عج) و بهمه شيعيان ، دوستـدارانـت بويژه نگاهبانان و پيكارگران  هميشه بیدار مدافع حريم ولايـت و امـامـت  تبريك وتـهنيت عـرض نموده واز درگاه قادر متعال آرزومنديم كه به يمن اين روز خجسته چشمان خسته از انتظار همه عدالت خواهان ومشتاقان را به ظهور دولت جـهانـی امام مهدی عج منجي عالم انسانيت روشن و جهان را از از شر وجود ناپاكان و استعمار گران آمريكا و صهيونيسم بين المللي  پاك گرداند .، كه ما به وعده الهی و آن روز موعود دلخوشيم و در انتظار.  الهم عجل لولیک الفرج والنصر   
نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در دوشنبه هشتم مرداد 1386 ساعت 1:17 | لینک ثابت |

یا امام مهدی ای حجت خدا ای وارث غدیر زادروز میلاد با برکت حضرت امام جواد علیه السلام را به پیشگاه مقدست و به همه شیعیانت راه پویان ولایت و امامت بخصوص بیدارگران اقالیم قبله و مدافعان ولایت و امامت تبریک عرض می نمایم و به درگاه ایزد عز ذکره عرضه می دارم : اللهم عجل لولیک الفرج والنصر   
نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در سه شنبه دوم مرداد 1386 ساعت 22:42 | لینک ثابت |

ایام شهادت دهمین اختر تابناک آسمالن ولایت و امامت حضرت امام هادی علیه السلام را به وارث غدیر حضرت امام مهدی و همه مسلمین جهان بخصوص شیعیان و دوستداران خاندان نبوت و ولایت تسلیت عرض می نمائیم
نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 23:5 | لینک ثابت |

از تو مي آموزيم ... اي زهراي زندگي! اي اسوه عفاف! از تو مي آموزيم : حيا و حجاب را در جامعه ، متانت و ادب را در گفتار ، سادگي و دوري از تجملات را در زندگي، تن پوش قناعت را در معاش، حسين پروري و زينب آفريني را در تربيت! اي زهراي نجابت! از تو درس مي گيريم: تعالي روح و جان را در سايه عبادت ، شکوه زندگي را درصفا وصداقت، حمايت از رهبري را در سياست ، و استقامت و نستوهي را در دفاع ازامامت. از تو مي آموزيم: سرنهادن برسجاده عبوديت را، دست نياز گشودن به آستان خداي بي نياز را، زمزمه و راز و نياز و نماز را ، شيريني کام جان با تلاوت قرآن را، يتيم نوازي و احسان و دستگيري از بينوا را ، تلاشروزانه و نجواي شبانه را، دين شناسي ، معرفت آموزي و پارسايي را. چگونه بودن را، و ... چگونه زيستن را. اي بتول بيداري و بزرگواري! سخنانت در زيبايي و عمق به وحي مي ماند، رفتارت، آينه خلق و خوي" رسول الله"، قلب مهربانت، پناهگاه حسن و حسين و تکيه گاه شير خدا بود. وجودت، يادآورمحمد بود، سجودت، فرشتگان و قدسيان را به تسبيح و تقديس وا مي داشت، رضايت، رضاي خدا و رسول بود و خشم و غضبت، خشم پروردگار! داناي رازها بودي و عالمه غير معلمه! اي چشمه سار حکمت، درياي بيکران خصال نکوي تو از " دانش " و " وفا" و " حيا" موج مي زند! در چهره ات حياي محمد (ص) نهفته است ، در گفته ات، کلام پدر هست جلوه گر ، اي مادر پدر! اي فاطمه!... عشق را هم ز تو بايد آموخت، و مناجات و عبوديت را، وصميميت را، و خدا را هم، بايد از کلام تو شناخت خانه از نام تو عرفان دارد و ... شب، از ياد تو عطر آگين است. (نقل از اشعار فاطمی برگرفته شده از : www.balagh.net )
نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 14:50 | لینک ثابت |

ميلاد كوثر قرآن ، دخت پيامبر ، همسر ولايت ، مادر امامت صديقه شهيده راه دفاع از ولايت حضرت فاطمه زهرا (س) و وتولد زريه پاکش امام خميني(ره) را به پیشگاه مقدس حضرت امام مهدي عج وهمه شيعيان تبريك عرض مي نمايد و همجنین روز زن را به همه زنان ایران اسلامی که با خفظ ارزشهای دینی قرآنی انسانی و قداست خانواده در صحنه های مختلف اجتماعی در راه اعتلای ایران اسلامی فعالیت می نمایند تبریک عرض می نمایم .به سيماي فاطمه در قرآن آيات زيادى چون آيه تطهير، مباهله، و قربى سوره هل اتى و سوره كوثز در شان صديقه كبرى عليها السلام و خانواده‏اش نازل شده و مفسران تمام مذاهب اسلامى به آن اذعان دارند ما از همه به توضيح مختصرى از سوره كوثر. (ازتفسير الميزان) مي پردازيم قرآن كريم مى‏فرمايد: : (إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ، فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ، إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ) به نام اللّه كه به نيك و بد بخشنده و به نيكان مهربان است . محققا ما به تو خير كثير (فاطمه (عليهاالسلام ) داديم پس به شكرانه اش براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن و بدان كه محققا شماتت گوى و دشمن تو ابتر و بلا عقب است . در اين سوره منتى بر رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) نهاده به اينكه به آن جناب كوثر داده ، و اين بدان منظور است كه آن جناب را دلخوش سازد و بفهماند كه آن كس كه به وى زخم زبان مى زند كه اولاد ذكور ندارد و اجاق كور است ، خودش اجاق كور است ، اقوال مختلف درباره مراد از ((كوثر)) و بيان شواهددال بر اينكه مراد از آن ذريّه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) يعنى فرزندان فاطمه(عليه السلام ) است فاطمه سلام الله عليها از بيان پيامبر صلي الله عليه و آله قال رسول الله (ص) : فاطمة بضعة منى فمن اءغضبها اءغضبنى (صحيح بخاري حديث شماره 3556) ؛ فاطمه عليهاالسلام پاره تن من است هر كه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است . قال رسول الله (ص) : فإنما ابنتي بضعة مني يريبني ما رابها ويؤذيني ما آذاها» ( حديث شماره 2449 صحيح مسلم ) همانا فاطمه پاره تن من است ، هر چه او را ناراحت كند مرا ناراحت كرده و آنچه او را اذيت كند مرا اذيت كرده است..
نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 19:6 | لینک ثابت |

به یاد فقیه آل محمد ،مجاهد نستوه آیت الله العظمی فاضل لنکرانی قدس سره الشریف

پیام آن مرجع عالیقدر را که به مناسبت ایام فاطمیه 1383 صادر گردید است نقل می نمایمملتمس دعا

بسم الله الرحمن الرحيم

ان الذين يوذون الله ورسوله لعنهم الله في الدنيا والآخرة وأعدّ لهم عذاباً مهيناً
قال رسول الله«صلى الله عليه وآله»: فاطمة بضعة مني يوذيني من آذاها

در ايام شهادت عصمت كبرى فاطمه زهرا«عليها السلام» قرار گرفته ايم. وجود شريفى كه هم اُمّ ابيها بود و هم اُمّ و مادر گرامى ائمه اطهار«عليهم السلام». حقيقتى كه محور اهل بيت عصمت و طهارت و رمزى عظيم در خلقت كه بشريت حتى شيعيان و محبّين نتوانسته اند او را بشناسند. انسيه اى كه حقيقت نورانى او در پس پرده هاى ظلم و عناد و جهل و خصومت باقى ماند و تا قيامت هم روشن نخواهد شد. شيعه و بلكه همه انسانيت و ملك و ملكوت به وجود چنين مخلوقى افتخار نموده و اين كوثر عظيم خدادادى را سبب بقاء دين پيامبر«صلى الله عليه وآله» و سيراب شدن جامعه بشرى از كمالات و علوم و سجاياى فرزندان گرام او مى داند. واقعاً اگر زهرا«عليها السلام» نمى بود و اين دُرّ گرانبهاى وجود تجلّى نمى كرد چه افق تاريكى بر عالم تكوين و تشريع ترسيم مى گشت؟! همه انسانها بر حسب آيه شريفه قل لا أسألكم عليه أجراً إلاّ المودة في القربى. در برابر حق معنوى بزرگ پيامبر در هدايت بشريت، موظف به يك تكليف مشتركند و آن مودت و محبت به ذى القربى و خاندان پيامبر«صلى الله عليه وآله» است كه در رأس آنان زهراى اطهر است اين امر به عنوان يك تكليف و فريضه براى همه انسانها در تمامى دوران است و اختصاص به مردم زمان آنحضرت نداشته است. مودت نسبت به فاطمه، تكريم و تعظيم آن حضرت و احياى ياد و خاطره او و ذكر رنجها و مصائبى است كه بر آن وجود نازنين وارد شده است. ما هيچگاه نمى توانيم آن مصائب را فراموش نمائيم و تاريخ گواه بر اين امر است كه در مدت عمر كوتاه چه زجرها و ظلمها بر آن يگانه بانو وارد شد كه امير المؤمنين على عليه السلام كه در رأس موحّدين است بعد از شهادت او فرمود: حزن و اندوهم هميشگى است و پايان نمى پذيرد. آيا با چنين تعبيرى، شيعه على و امت پيامبر«صلى الله عليه وآله» مى تواند جداى از اين حزن و ماتم باشد؟ از اينجهت بر شيعيان و پيروان اهل بيت«عليهم السلام» است كه در چهارشنبه سوم جمادى الثانيه كه بر حسب روايت صحيحه مصادف با شهادت آن حضرت است و بحمد الله در كشور جمهورى اسلامى تعطيل رسمى است هر چه بيشتر در احياء اين امر بكوشند و با فريادهاو عزادارى ها و دستجات ارادت خود را به آن حضرت اظهار و گوشه اى از حقوق آن شهيده را ادا نمايند انشاء الله. محمد فاضل لنكرانى        29/4/83

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در جمعه یکم تیر 1386 ساعت 8:26 | لینک ثابت |

ایام شهادت ام الائمه حضرت فاطمه زهرا ء سلام الله علیها را به ساحت مقدس فرزند عزیزش حضرت بقیت الله الاعظم حضرت امام مهدی عج وارث غدیر و عاشورا و به همه غدیرباوران عاشورائی منتظر که همواره چشم به راه ظهور امام مهدی عج می باشند تسلیت عرض می نمایم .اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 ساعت 15:27 | لینک ثابت |

هیچ گاه نام امام زمان عج را از یاد نبریم

http://1277.blogfa.com  گرفته شده ازوبسایت سلام علی آل یاسین

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 ساعت 15:18 | لینک ثابت |

آجرک الله بقیه الله

یا امام زمان یا حجت ابن الحسن العسکری روحی فداک

درایام فاطمیه مادرت زهرا سلام الله علیها در حالی که قلب مقدست در سوگ مادرمظلومه ات داغدار است ،  دستان آلوده و پلیدی ای که با قرآن (پیام خدا) وسنت جدت پیامبر اعظم (ص) دشمن اند ، بازهم با چراغ سبز شیطان بزرگ با نیت ایجاد فتنه و آشوب بیشتر در کشور اسلامی عراق وجنگ بین سنی و شیعه ودر هم شکستن صفوف و اتحاد مسلمانان عراق ، به نفع اشغالگران بد سیرت ، حرم شریف پدرت امام عسکری و جدت امام هادی علیهمالسلام مورد اهانت قرار میگیرد . اماما در این ضایعه اسفناک (انفجار دوباره خرمین شریفین) قلوب مسلمانان جهان داغدار گردیده است ، چرا که منارهای حرم شریف عسکریین ریشه در اعماق وجود مسلمین دارند.و هتاکی و بی حرمتی به ارزشها و مقدسات اسلامی پذیرفتنی نیست .

 بازهم کوس رسوائی دشمنان دین خدا و آشغالگران آمریکائی در سراسر گیتی نواخته شد واز این جنایت غیر انسانی بهره نخواهند برد جز رسوائی .

اماما ! این مصیبت بزرگ را به پیشگاه مقدست تسلیت عرض می نمائیم و عاجزانه از درگاه قادر منان در خواست میکنیم که با اجازه ظهورو حضورت در تشکیل دولت واحد جهانی ریشه کفر و نفاق در هم پیچیده گردد و جهان از لوث وجود استکبارجهانی واذنابش

پاک و مطهر گردد. خدایا اجازه اش فرما .اللهم عجل لولیک الفرج والنصر     

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 8:32 | لینک ثابت |

بازهم 14 خرداد فرا رسید قلم را توان آن نیست که در وصف او بنویسد چرا که امام خمینی (ره)  در عصر تاریکیهای غیبت امام مهدی عج راه بو و نشان و صزاطی بودن به برای رسیدن به حقیقت ، او الگو بودو اسوه وچه زیبا و هنرمندانه قلم شیوا و توانای دانشمند فرزانه حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای محدثی در وصف امام راحل رحمت الله علیه وحماسه 15 خردادبیان داشته است ضمن عرض تسلیت به همه عاشقان ایران اسلامی و دیگر آزاداندیشان جهان توجهتان را به آن بیان شیوا جلب مینمایم  


رفتی ولی  از ياد ما هرگز نرفتى

در سوگ رحلت امام در جاهليت قرن بيستم، نهضت تو بعثتى بود، براى كاشتن بذر ايمان و اعتماد و آزادى و استقلال در ذهن و دل امت اسلام.
صدايت، فريادى بود، عليه بتهايى جديد و مشركان مدرن اين روزگار!
و كلامت، «آيه» هايى كه در «حرا»ى خودسازى، بر دلت تابيده بود.
و پانزده خرداد، جلوه‏اى از «فَاصْدَغْ بِما تُؤمر» كه خشم طاغوتها را برانگيخت.
زندانى شدنت، دوران تلخ «شعب ابى طالب» بود.
و تبعيد تو و يارانت، هجرت به حبشه!
سالى كه مصطفايت را دادى، «عام الحزن» تو بود.
و عزيمت به پاريس، هجرت مجدّدى بود كه در آنجا ياران مهاجر و انصارت در عقبه‏هاى هولناك، با تو بيعت كردند.
امّت در ايران، انصار تو بودند كه نزول و آمدنت را به «يثرب انقلاب»، انتظار مى‏كشيدند.
انتظار به سر آمد.
از «ثنيّة الوداع» مهرآباد، بدر سيمايت در افق ايران تابيد و در «قُبا»ى بهشت زهرا، نماز عشق خواندى و هفتاد هزار شهيد گلگون كفن در آن روز به تو اقتداكردند.
و... بدينگونه ولايت تو بر مؤمنان، در شكل نظام اسلامى تحقّق يافت و پيامت نافذ، و سخنت الفت‏آور و خانه‏ات قبله دلها شد.
مدينه انقلاب، پيام تو را به خارج از مرزها صادر كرد.
قبايل و احزاب، براى خاموش ساختن اين نور، ائتلاف كردند. غزوات و سَراياى تو آغاز شد. ده سال از هجرت تا وفات، با منافقان درگير بودى، اَحبار و رُهبان و اهل كتاب، كار شكنى كردند. متحجّران بى درد، دلت را خون ساختند.
«پيام برائت» تو، سوره توبه اين انقلاب بود و سالى كه آن « جام زهر» را دردمندانه سر كشيدى و آخرين حرفهايت را در آن پيام شگفت گنجاندى، به ياد «حجّة الوداع» افتاديم.
و... آه از آن «وصيتنامه» كه كاش هرگز گشوده و خوانده نمى‏شد!
و درد از آن «رنجنامه» كه براى چندمين بار، ما را به ياد رنجهاى على(ع) در «حكميّت» و دردهاى امام مجتبى(ع) در صلح با معاويه انداخت و مظلوميت «عترت» را تجديد كرد.
اينك، ماييم و درد فراق و داغ هجران.
ماييم و رنج يتيمى و غم بى‏پناهى و اندوه بى‏پدرى.
«حسينيّه جماران»، مسجد مدينه انقلابمان بود و امت تو مهاجران و انصارى بودند كه بارها با تو «بيعت رضوان» كرده بودند.
دريغا كه ديگر خطبه‏هاى رسول انقلاب، به گوش نمى‏رسد.
اينك، آن صندلى كه بر آن مى‏نشستى و موعظه مى‏كردى و رهنمود مى‏دادى، در فراق تو همچون «ستون حنّانه» ناله سر مى‏دهد.
ديگر «بلال» پس از تو اذان عشق نمى‏گويد و سايه دستانت بر سر ما چتر نورانى نمى‏شود.
ما شيفتگان، پنجه نياز به شبكه ضريح كلامت مى‏افكنديم. پاى پنجره ولايت تو، دخيل مى‏بستيم. و از كرامت تو، درد بيدردى خود را «شفا» مى‏گرفتيم.
حكومت اسلامى ما، زاييده «جهاد اكبر» تو بود. حوزه‏ها را جان دادى و اسلام را در سطح جهان آبرو بخشيدى.
اى عزيز!... اى يوسف به سفر رفته!
ما يعقوب وار، چشم انتظار «فرج» هستيم.
چه كنيم؟ پس از تو، غم، خانه‏اى جز دلهاى ما را سراغ نمى‏گيرد.
اماما!... ما غريب و دلسوخته‏ايم و همه چيز برايت عزادار است.
دستى كه تو را شستشو داد و كفن كرد و به خاك سپرد، شاعرى كه در سوگ تو شعر سرود،
خطّاطى كه نام تو را بر كتيبه‏هاى عزا نوشت، خطيبى كه در «ياد بود» تو منبر رفت، صفحه روزنامه‏اى كه در سوگ تو «ويژه‏نامه» منتشر ساخت، چاپخانه‏اى كه «اعلاميّه» مجالس تو را چاپ كرد، نوجوانانى كه سر كوچه‏ها، برايت «حجله» آراستند، اسيرانى كه در زندانهاى بغداد، به اميد ديدار تو «اسارت» را تحمّل مى‏كردند،
همه و همه... در سوگ تو داغدار و دلشكسته و غمگين‏اند.
حتّى آن «قرآن» كه روز و شب آن را تلاوت مى‏كردى، آن سجّاده كه سحرگاهان، خود را به پاى تو مى‏افكند و بوسه مى‏زند،
حسينيه جماران، جايگاه خالى تو، قلمى كه با آن، پيام مى‏نوشتى، شَمَدى كه روى پا مى‏انداختى،
چه غربت سوزناكى!...
اماما!... اين داغ، داغ جدايى است كه بر دلمان نشسته است،
اين سوز، سوز عشق است كه به آتشمان كشيده است، اين درد، درد فراق است كه بى تابمان كرده است.
دلى كه در سوگ تو نسوزد، «دل» نيست، پاره گوشتى بى خاصيّت است.
چشمى كه در عزاى تو نگريد، چشم نيست، روزن بى روشنايى است.
اى روح قدسى!
اى جان جانها، اى جلوه آرمانها، اى عصاره پيدا و پنهانها!
سايه پر مهر الهى بودى كه بر سرمان سايه عزّت افكندى،
نوحى بودى، منجى ما در طوفانها،
ايّوبى بودى، صبر آموز امّت در بلاها،
يعقوبى بودى، الهام بخش شكيبايى در فراق يوسف‏هاى جهاد و شهادت.
ابراهيمى بودى، كه ما را آيين «تبردارى» و «بت شكنى» آموختى و خود، تبرزن توحيد بودى و خليل حادثه انقلاب و فدا كننده «اسماعيل» در قربانگاه رضاى حق.
امامى بودى كه با «امّت» عشقى متقابل داشتى،
رهبرى بودى كه «راه» سعادت را به «رهروان» مى‏آموختى.
اى كوچ شبانه‏ات مصيبت عُظمى! آيا براستى براى هميشه رفته‏اى؟
خوشا به حال شهيدان كه در بهشت زهرا، همسايه ديوار به ديوار تواند.
اى امام!... اى نگين افتاده از انگشتر امت، اى جان رفته از پيكر ايران، اى گوهر در خاك نهفته، اى پدر شهيدان و فرزندان شهدا، اى سالار بسيجيان عاشق!
دريغ از پرچم پر سخاوت دستانت، كه ديگر از فراز جايگاهت در جماران، بر سرمان در اهتزاز نيست.
اينك مرقد پاك تو، پناهگاه دلهاى داغدار و جانهاى بى قرار و چشمهاى اشكبار است و سخنانت، نه تنها در «صحيفه نور» بلكه در «صفحه جان» هر شيفته صادق و با معرفتى است كه قدر آن گوهرهاى تابناك را مى‏شناسد.
اى روح بلند خدايى! اى منادى اسلام ناب محمدى!
رحلت جانگدازت، روز رحلت پيامبر را در ذهنها تداعى كرد و شور دلدادگانت، كربلايى مجدد آفريد و غم رفتنت، عاشورايى بر پا ساخت.
چرا نسوزيم؟... كه هر سنگ سنگ اين سرزمين، هر برگ برگ درختان، هر ستاره و هر سپيده، تو را به ياد ما مى‏آورد.

اماما!... اى كلامت موزون، اى پيامت ميزان،
اى حاضرِ عصر غيبت، اى بار يافته به حضور!
بعد از تو، خاطره محزون است‏
بعد از تو، خاطرمان خون است‏
بعد از تو، واژه تهيدست است‏
در سوگ تو، عقل، مجنون است‏
عجيب نيست كه «خرداد» داغ مارا در آن سوگ بزرگ تازه كند وهمواره دست در دامن حسرت و غم داشته باشيم و در فراق تو، كه معجون «عرفان و جهاد» و آميخته‏اى از «اشك و سلاح» بودى، همچنان غمى سنگين و جانى غمگين داشته باشيم!
امّا... شكر خدا كه وارثان «خط امام» با غروب خورشيد وجودت از افق ديدگان ما (نه از دلهايمان) به خورشيد ديگرى روى آوردند و دست بيعت در دست «ولايت» نهادند و با پيشوايى از سلاله پاكان و فرزندان فاطمه(س) كه همان «راه» را ادامه مى‏دهد و به همان منهج و خط، «رهبر» است پيمان جان بستند.
و مگر جز اين روا بود، امّت عاشق را؟ مردم همچنان به اسلام و انقلاب و ولايت فقيه، وفادارند و ما، در سالگرد «نيمه خرداد» بار ديگر ياد تو را زنده مى‏داريم و عشق و ايمان خويش را نثارت مى‏كنيم.
اماما! از آن جهان، دلهاى داغدارما را به دعاى خيرى تسلاّ بخش.
(نقل از : محدثی ، جواد ، از ساحل به دریا  ،  قم - خرداد 1369ش‏ )

پانزده خرداد


پانزده خرداد، جريان خون «مذهب» و شور «ايمان» در اندام رِخْوت گرفته مردم ايران بود.
«
پانزده خرداد»، آغاز يك حركت مكتبى و انقلاب اسلامى بود كه با رهبرى امام خمينى(ره)، اين زندگى بخش امّت و زنده‏ساز ايران و مجدّد اسلام، در 22بهمن‏57 به پيروزى رسيد.
پانزده خرداد، مشعلى فروزان از خون و عشق و شهادت بود كه در دست «طلبه» و «دانشجو»، همه ساله بر افراشته مى‏گشت و «فيضيه» و «دانشگاه»، هر سال در اين روز، براى شهداى پانزده خرداد، «فاتحه» مى‏خواند تا راه «فتح» را بگشايد و به سوگ مى‏نشست تا ملت را به قيام وا دارد.
پانزده خرداد، اگر جانى دارد و تازه است، حيات خود را از نَفَس مسيحايى «روح‏خدا» به عاريت دارد.
پانزده خرداد، آغاز حركت مكتبى ملّت مسلمان ايران است.
روز «امام» است، روز «امّت» است. روز بيعت با امام است. روز ميثاق «خون» و پيمان «شهادت» است.
پانزده خرداد، موج متلاطمى بود كه از «قم» آغاز شد و قم، يك تاريخ است، يك فرهنگ و يك مكتب است.
پانزده خرداد، اين نبض پرطنين تاريخ، اين جان دين در چلّه روز، فقط يكى از «ايّام اللّه»ى است كه امام امّت بر تارك تاريخ نشاند.
«
پانزده خرداد»، انفجار فجر «فلاح» است در قلب «قرن قساوت».
نه شورش كور، بلكه تبلور ايمان! نه حركتى نافرجام، بلكه آغازى براى آغازها و بذرى براى حركتها. نه تلاش ارتجاع، بلكه نهضت مكتب و قيامى رجعت‏شكن و بنيان‏سوز و بنيان‏ساز.
پانزده خرداد، دلشوره قرنها اسارت آزاد، و آزادى اسير است.
خرداد، يك تاريخ است و نيمه آن، اوج خورشيد يك روز بلند و گرم و جوشان!
پانزده خرداد، يادآور خروش «ابوذر» است و قيام «حُجر» و پيكار «مسلّم» و نهضت «توّابين» و خروج «ابومسلّم» و جنبشهاى«علويون» و جانبازى «سربداران».
پانزده خرداد، رواق باز تابنده فرياد «سيد جمال» و مظلوميت «شيخ فضل اللّه» و آگاهى «خيابانى» و سيادت «سعيدى» و غرور و قهرمانى «غفارى» و طهارت «مطهرى»است.
«
پانزده خرداد»، قلب پر طپش و خونفشان اسلام، نبض تاريخ معاصر، و آغاز حركت مكتبى است كه به پيروزى انقلاب اسلامى انجاميد.(نقل از : محدثی ، جواد قطعات 2)

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ساعت 9:28 | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحيم

يا بقيه الله الاعظم يا امام زمان ما نيز در عزاي مادر شهيده مظلومه ات دلشكسته و عزاداريم و از درگاه قادر منان عاجزانه التماس مي كنيم كه از بقيه غيبتت به پهلوي شكسته و بازوي كبودش صرفنظر كند و با ظهورت  جهاني را از شر استكبار جهاني نجات بخشد.

 

حضرت زهرا(س) دلش از ياس بود      دانه هاي اشكش از الماس بود

در نظام هستى و عالم خلقت آنقدر مسايل اسرارآميز وجود دارد كه يقينا بشر، با همه اطلاعاتى كه از جهان دارد، هرگز به ژرفاى آن پى نخواهد برد.

از جمله آن مسايل وجود چهارده معصوم است كه خداوند آنها را به عنوان هديه و نعمت بر انسان ارزانى داشته است و در بين اين چهارده معصوم يك زن به نام فاطمه عليهاالسلام نيز قرار داده است . راستى اين چه سرى است كه در بين چهارده معصوم يك زن وجود دارد كه يازده امام از نسل اويند!.  و راستى فاطمه كيست ؟!

 فاطمه عليهاالسلام الگوى معرفت الله است . فاطمه انسان كامل است و الگويى است براى تكامل فاطمه عليهاالسلام نه فقط هدايت گرى است در مسير كمال بلكه به مقصد رساننده است ؛ چرا كه داراى فضايلى است كه انبيا آنها را داشته اند... فاطمه عليهاالسلام را مى بايست تنها با خاتم انبيا و تنها بايد با ديگر معصومين قياس كرد و بس .

 فاطمه عليهاالسلام كيست كه در هنگام نماز در پيشگاه معبود، خدا به وجودش افتخار مى كند و چه گوهر ناشناخته ايست كه رضا و خشم خود را در رضا و خشم وى مى داند! فاطمه عليهاالسلام ليلة القدر است و شناخت فاطمه عليهاالسلام در شناخت ليلة القدر است . در اين بانوى بزرگ چه اسرارى نهفته است كه چنين جايگاهى در نزد خداوند دارد؟

به اميد آن كه فرداى قيامت مشمول شفاعت حضرتش شويم.  ايام شهادت  ام ابيها ، مادر امامت ، همسر ولابت  اولين شهيده راه دفاع از امامت و ولايت  صذيقه شهيده حضرت فاطمه سلام الله  عليها را به امام مهدي عج منتقم حقيقي خون شهدا و همه شيعيان و دوستدارانش و نگهبانان و پاسداران هميشه بيدار دفاع از ارزشهاي اسلامي در سراسر جهان  تسليت عرض مي نمايم 

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در پنجشنبه دهم خرداد 1386 ساعت 12:59 | لینک ثابت |

چشمان خسته از انتظار عاشقانت هر جمعه که میشود به امید ظهور و حضورت و لذت دیدارت بیدارند و گوش فرا میدهند تا صدای دلنوازت را از مکه در حالیکه تکیه بر کعبه داری و فرمان ظهورت را که خداوند منان داده است به گوش جهانیان میرسانی بشنوند لبیک گویان بسویت بشتابند . اما این جمعه هم نیامدی .خدایا چشمان مشتاق ظهورش را به دیدارش نائل فرما

اماما گر چه از دیگان ما غائبی ولی در قلوب شیعیانت حاضری و گوش جان میسپاریم به فرامینت که به ما رسیده :

گوش جان بسپاريم به سخنان گهر بار امام مهدي (عج)

 

- اِنّ اللهَ مَعَنا ، فَلا فاقَةَ بِنا اِلي غَيرهِ ، وَالحَقُّ مَعَنا فَلن يوحِشَنا مَن قَعَدَ عَنّا.

خدا با ماست ، وبا بودن اونيازي به ديگري نداريم ، و حق با ماست ، واز اينكه كسي از ما روگرداند ترس و وحشتي نداريم

-         وَلْيَعْلَمُوا اَنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا ، وَلا يَقُولُ ذلِكَ سِوانا اِلاّ كذّابٌ مُفْتَرٌ ، وَلا يَدَّعيهِ غيْرُنا الاّ ضالٌّ غَوِيٌّ.

وبايد يدانند كه براستي حق با ما و نزد ماست ، و غير از ما هركسي اين سخن را بگويد دروغگو و تهمت زننده مي باشد. و جز گمراه و گمراه كننده غير از ما كسي ادعاي آن را نمي كند.

-         اِتَّقُوا اللهَ وَ سَلَّمُوا لَنا ، وَرُدُّوا الاَمْرَ اِلَيْنا ، فَعَلَيْنا الاِصْدارُ كَما كانَ مِنّا الايرادُ ، وَلا تُحاوِلُوا كَشْفَ ما غُطِّيَ عَنْكُمْ .

از خدا بترسيد و تسليم ما شويد ، وكار را به ما واگذار نمائيد ، و بر ماست كه شمارا از سرچشمه سيراب بيرون آوريم ، چنانكه بردن شما به سوي چشمه بوسيله ما بوده است ، ودر پي كشف آنچه از شما پوشيده شده است نرويد .

-         وَلا تَميلُوا عَنِ اليَمينِ وَ تَعْدِلُوا اِلي الْيَسارِ ، وَاجْعَلُوا قَصْدَكُمْ اِلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَي السُنَّةِ الْواضِحَةِ.

از راه راست به راه چپ منحرف نشويد ، وبا مودت و دوستي نسبت بما حركت مستقيم خود را بر آئيني استوار سازيد.

-         طَلَبُ الْمَعارِفِ مِنْ غَيْرِ طَريقِنا اَهْلَ الْبيتِ مُساوِقٌ لِاِنْكارِنا.

يافتن معارفِ «شناخت دين» جزاز راه ما خاندان پيامبر(ص) ، برابر با انكار ما است .

-         قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّيعَةِ وَ حُمَقاؤهُمْ ، وَمَنْ دينُهُ جَناحُ الْبَعُوضًةِ اَرْجَحُ مِنْهُ .

نادانان و كم خردان شيعه و كساني كه پر و بال پشه از دينداري آنان برتر ومحكم تر است ، ما را آزار مي دهند.

-         وَجْهُ الْاِنْتِفاعِ بي في غيْبَتيِ ، فَكَالْاِنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ اِذا غَيَّبَها عَنِ الْاَبْصارِ السَّحابُ.

كيفيت بهره وري از من در دوران غيبت ، همچون بهره وري از خورشيد در هنگامي كه ابرها آنرا از ديدگان مي پوشانند مي باشد.

-         اِنّي اَمانٌ لِاَهْلِ الْاَرضِ كَما اَنَّ النُّجُومَ  اَمانُّ لِاَهْلِ السَّماءِ .

من براي اهل زمين موجب امان و امنيت مي باشم ، همچنانكه ستارگان براي اهل آسمان اينگونه هستند.

-         بي يَدْفَعُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ الْبَلاءَ عَنْ اَهْلي وَ شيعَتي .

خداوند عزوجل بوسيله من بلاها را از خاندان و شيعيانم دور مي كند .

-        وَ اَمَّّاالْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيها اِلي رُواةِ اَحاديثِنا ، فَاِنَّهُمْ حُجَّتِي عَليْكُمْ وَ اَنا حُجَّةُ اللهِ عَلْيهِمْ .

واما در رويدادهاي تازه (در زمان غيبتم ) پس به راويان حديث ما ( فقهاي شيعه) رجوع كنيد كه آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنانم .

 

-        فَاِنّا نُحيطُ عِلْماً بِاَنْبائِكُمْ ، وَلا يَعْزُبُ عَنّا شَيْ ءٌ مِنْ اَخْبارِكُمْ .

ما بر اخبار و احوال شما (شيعيان ) آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما (شيعيان ) برما پوشيده و مخفي نيست .

-        اِنّا غَيرُ مُهْمِلِينَ لِمُراعاتِكُمْ وَلا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ ، وَلَولا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمْ اللَّاواءُ واصْطَلَمَكُمُ الاَعْداءُ.

ما از رسيدگي و سرپرستي شما (شيعيان ) كوتاهي و اهمال نكرده و ياد شما (شيعيان ) را از خاطر نبرده ايم كه اگر جز اين بود دشواريها و مصيبتها بر شما فرود مي آمد و دشمنان شما را ريشه كن مي نمودند .

-        فَلا ظُهُورُ اِلّا بَعْدَ اِذْنِ اللهِ تَعالي ذِكْرُهُ ، وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الامَدِ وَقَسْوَةِ القُلُوبِ ، وَ امْتِلاءِ الاَرْضِ جَوراً .

ظهوري نيست مگر بعد از اجازه خداوند متعال ، و اين اجازه بعد از مدتي دراز و تيرگي دلها و پرشدن زمين از ظلم و جور تحقق مي يابد .

-        امّا ظُهُورالفَرَجِ فَاِنَّةُ اِلي اللهِ تعالي ذكْرُهُ ، كَذِبَ الْوَقّاتُونَ .

اما ظهور فرج ، آن به اراده الهي بوده و كساني كه براي ظهور وقتي را تعيين مي كنند دروغگو مي باشند.

-        اِذْ اَذِنَ اللهُ فِي الْقَولِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَاضْمَحَلَّ الْباطِلُ وَانْحَسَرَ عَنْكُمْ .

آنگاه كه خدا به ما اجازه عمل دهد ، حق آشكار و باطل نابود مي گردد.

-        اَغْلِقوُا اَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا يَعْنيكُمْ ، وَلا تَتَكَلَّفُوا عِلْمَ ما قَدْ كَفَيتُمْ .

از آنچه به حالتان فائده اي ندارد سوال نكنيد و خودرا براي آنچه از شما خواسته نشده به مشقّت نيندازيد.

-         مَنِ ادَّعَي الْمُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُفْياني وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذّابٌ مُفْتَرٌ .

هركس قبل از خروج سفياني و صيحه آسماني ادعاي ديدار مرا بنمايد ، دروغگو و تهمت زننده است.

- فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِيءِِ مِنْكُمْ بِما يَقْرُبُ بِهِ مِنْ مُـحَـبَّتِـنا ، وَيَتَجَنَّبُما يُدنيهِ مِنْ كَراهَتِنا وَسَخَطِنا ، فَاِنَّ اَمْرَنا بَغْتَةٌ فُجْأَةٌ حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوبَةُُ ، وَلا يُنْجيهِ مِنْ عِـقـابِنا نَدَمُُ عَلي حَوْبَةِِ .

 پس هريك از شما (شيعيان) بايد كاري بكند كه وي را به محبت و دوستي ما نزديك مي كند ، واز آنچه خوشايند ما نبوده وباعث كراهت و خشم ماست دوري گزيند، زيرا فرمان و امر ما ناگهان فرا مي رسد ، در هنگامي كه توبه و بازگشت براي او سودي ندارد ، وپشيماني او از گناه ، از كيفر ما نجاتش نمي دهد.

- لَوْ اَنَّ اَشـْيـاعـَنـا وَفَّقَهُمُ اللهُ لِطاعَتِهِ عَليَ اجْتِماعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ ، لَما تَاخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقائِنا وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا عَلي حَقَّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِها مِنْهُم بِنا.

اگر چه شيعيان ما ـ كه خداوند توفيق طاعتشان ـ در راه ايفاي پيماني كه بر دوش دارند همدل مي شدند ، ميمنت ملاقات ما از ايشان به تاخير نمي افتاد ، و سعادت ديدار ما زود ترنصيب انان مي گشت ، ديداري بر مبناي شناختي راستين ، و صداقتي از آنان نسبت به ما .

-         ما يَحْبِسُنا عَنْهُمْ اَِلاّ ما يَتَّصِلُ بِنا مِمّا نُكْرِهُهُ وَلا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ .

ما را از ايشان (شيعيان) دور نمي دارد ، مگر آن دسته از كردارهاي آنان كه ما را ناپسند و ناخوشايند 

-اَكْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الفَرَجِ ، فَاِنَّ ذالِكَ فَرَجُكُمْ .

براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد ، كه فرج شما در همان است.

-         اَلْعاقِبَةُ ـ بِجَمِيلِ صُنْعِ اللهِ سُبْحانَهُ ـ تَكُونُ حَميدَةً لَهُمْ ، مَا اجْتَنَبُوا الْمَنْهِيَّ عَنْهُ مِنَ الذُّنُوبِ.

فرجام كار ـ با دخالت و ساخت نيكوي خداوند ـ مادامي كه شيعيان از گناهان دوري گزينند ، پسنديده و نيكو خواهد بود .

-         اِنَّ الاَرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ ، اِمّا ظاهِراً وَ اِمّا مَغْمُوراً .

همانا زمين از حجت الهي خالي نمي ماند ، خواه آشكار باشد يا پنهان .

- اَبَي اللهُ عزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ اِلاّ اِتْماماً ، وَلِلْباطِلِ اِلاّ زُهُوقاً . 

خداوند از اينكه حق را نا تمام گذارد و باطل را از بين نبرد ، ابا دارد.

-         اِقْدارُاللهِ عَزَّوَجَلَّ لا تُغالَبُ  ، وَ اِرادَتُهُ لا تُرَدُّ ، وَ تَوْفِيقُهُ لا يُسْبَقُ .

تقديرهاي خداوندبزرگ مغلوب نمي شود ، واراده او سركوب نمي گردد ، وبر توفيق او هيچ چيز پيشي نمي گيرد.

-         اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَالعُمْرِ بَعْدَ الْجلاءِ ، وَمِنَ الضَّلالَةِ بَعْدَ الْهُدي وَمِنْ مُوبِقاتِ الاَعْمالِ ، وَ مُرْدِياتِ الْفِتَنِ.

پناه مي برم به خدا از نا بينائي پس از روشنائي ، و از گمراهي پس از هدايت ، واز رفتارِ هلاكت بار و فتنه هاي نابود كننده .

-         اِنَّ اللّهَ تَعالي لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثاً وَلا اَهْمَلَهُمْ سُديً .

براستي خداي متعال مردم را بيهوده نيافريد ، وبيكاره رها نساخته است .

-         اِنِ اشْتَرْشَدْتَ اُرْشِدْتَ ، وَ اِنْ طَلِبْتَ وَجَدْتَ .

اگر خواستار هدايت ورشد باشي ارشاد خواهي شد ، واگر جويا شوي مي يابي .

-         ما اَرْغَمَ اَنْفَ الشّّيطانِ شيءٌ اَفْضَلُ مِنَالصَّلاةِ ، فَـصَـلَّها وَ اَرْغِمِ الشَّـيطانَ اَنْـفَـهُ.

هيچ چيز بمانند نماز ، بيني شيطان را بخاك نمي سايد ، پس نماز بگذار و بيني شيطان را بخاك بمالان .

- مَنْ ظَلَمَنا كانَ في جُمْلَةِ الظّالِمينَ  لَنا ، وَ كانَتْ لَعْنَةُ اللهِ عَلَيْهِ ، لِقَوْلِهِ عزَّوَجَلَّ : «اَلا لَعْنَةُ اللهِ عَلي الظالِمِينَ ».

هركس بما ستم روادارد در زمره ستمكاران بما خواهد بود  ، ومشمول لعنت الهي مي گردد، زيرا كه خداوند فرموده است : آگاه باشيد كه لعنت الهي بر گروه ستمكاران مي باشد .

-         كُلُّ مَنْ نَـبْـرَ أُ مِنْهُ ، فَـاِنَّ اللهَ يَـبْـرَأُ مِنْهُ وَ ملائِكَتَـهُ وَ رُسُلَهُ وَ اَوْلِيائَهُ .

هركس كه ما از او اظهار برائت كنيم ، خداوند و فرشتگان الهي و پيامبران و اوليائش از او بيزار خواهد بود.

- قُـلُـوبُـنـا اَوْعِيَـةٌ لِـمَـشِيّّـةِ اللهِ ، فَاِذا شاءَ شِـئْنا .

دلهاي ما ظرف مشيَّت واراده الهي است ، پس هرگاه او بخواهد ما خواهيم خواست .

                        برگرفته از : «كتاب صحيفةُالمهدي» تاليف فاضل محترم آقاي جواد قيومي اصفهاني ، دفتر انتشارات اسلامي 

با تشکر از وبسایت دلدادگان

                                

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در جمعه چهارم خرداد 1386 ساعت 14:11 | لینک ثابت |

باسمه تعالی 12 اردیبهشت 1358 شیطان صفتی از گروه خود فروخته ای به نام فرقان که دل در گروه سردمدارانِ جنایتکارآمریکاییِ ، سیلی خورده از ملت به پاخواستهِ و خدای جویِ ایران اسلامی داشتند، با حربه ترور قامت رسای فرزند رشید ایران اسلامی ، حضرت آیت الله شیخ مرتضی مطهری را به جرم دفاع از قرآن و ولایت به خون کشید جهان اسلام و بخصوص ایران اسلامی را درفقدان آن مجاهد ، مبارز در راه خدا عزادار نمود . گرچه دشمنان قسم خورده اسلام و قرآن خیال می کردند که با محروم کردن انقلاب اسلامی نو پای ایران از برکات وجود چنین اندیشمندی ، می توانند به انقلاب ضربه ای وارد نمایند ، اما خون پاک این شهید ، انقلاب اسلامی را همانند خوان پاک دیگر شهدا، انقلاب اسلامی را بیمه کرد و انسجام بخشید . ملت سلحشور ایران اسلامی این روز را هرگز فراموش نخواهند و همه ساله به یاد آن معلم و استاد شهید ، مقام معلم را گرامی داشتند و روز معلم می نامند . قصد آن داشتم که من هم به یاد آن شهید همیشه جاوید چند جمله ای بنویسم . چون مرا توان وصف آن شهید گرانقدر و روز معلم نبود ، بهتر آن دیدم که دراین خصوص از قلم شیوا اندیشمندی فرزانه و استاد و معلم بزرگواری از حوزه علمیه قم حضرت آیت الله استادجواد محدثی بهره کیرم تا خوانندگان محترم نیز بهره بیشتری برند و این حقیر را از دعای خیر فراموش نکنند.ضمن عرض تبریک به همه معلمان و استادان ، نظر خوانندگان را به قلم شیوا و هنرمندانه حضرت استاد محدثی جلب می نمایم روز معلم: معلّم، بر اوج جانها خطّ دانش و ايمان مى‏نگارد و در ضمير پاك دانش‏آموزان، نقش فطرت را برجسته‏تر مى‏سازد و با خامه تعليم، جامه تربيت بر اندام روحشان مى‏پوشاند و با كاشتن بذر عفاف و صداقت و تعهّد در دلها، ارزش فوق مادّى مى‏آفريند. تلاش صبورانه و دلسوزانه معلّمان و مربيّان متعهّد، در بارور ساختن نهالهاى انقلاب، جريان آب زلال در بوستان فرهنگ و عرفان است. اى معلّم! رنج امروز تو، اعتلاى فرهنگ و مكتب و ميهن فرداى ماست. تو «امروز» خود را وقف «فردا»ى ما كرده‏اى و همچو شمع، قطره قطره مى‏سوزى تا دل و جان ما را روشن سازى. اى معلم!... تو باغبان دلسوز نهالهاى امروز و سروهاى سرفراز فردايى. دست كريم و قلب پر مهرت را از سر و جان دانش آموزان، اين ساقه‏هاى نورس و شكوفه‏هاى جوان دريغ مدار، تا عطر فردايشان يادگار بذرافشانى تو باشد و بويندگان اين گلهاى زيبا، به باغبان، آفرين گويند. معلّما!... شمع، از تو آموخته است، روشنى بخشيدن در تاريكى را، باغبان از تو دارد، تجربه تربيت گلها و آبيارى باغچه‏ها و گلدانها را. اى معلّم! ... اى فروغ ظلمت ستيز، اى مهربان، اى غمخوار، اى ابر كرامت بار! ما، گلبوته‏هاى كنار جويباريم، و تو، آب روشن و جارى. كام جانمان، تشنه زلال «معرفت» است. ما، لوح سفيدِ دلمان را به «امانت»، به تو سپرده‏ايم. در قلب‏هاى ما، مشعل هدايت و ايمان بيفروز و مشامِ ما را، با عطر يقين و معنويّت، معطّر ساز.(نقل از :محدثی ، جواد ، قطعات ) شهيد مطهّرى‏ ، پاره تن امام (ره) شكسته و بريده باد، دست «فرقان»، كه با تبر ترور، بيرحمانه قامت استوار و تنومند تو را به خاك افكند و با سرب مذاب، مغز تو را كه عصاره عمرى تلاش و تجربه و آموختن و اندوختن بود، نشانه گرفت و قلب تو را كه براى اسلام مى‏تپيد از كار انداخت. وقتى كه دشمنان حق، در ميدان فكر، تو را حريف نبودند، منطق را بر زمين نهادند و اسلحه را برداشتند و به جنگ تو آمدند. آن هم، نه در روز روشن، كه در سياهى شب! نه با منطق و سخن، كه با گلوله و آتش، نه روياروى و جوانمردانه، كه از پشت سر ... و بى‏خبر! تو با حضور خود، همه جا را پر كرده‏اى و در ميان ما و در قلب تاريخ، زنده هستى. گرچه رفتن نابهنگام تو، آوارى از غم، بر سرمان ريخت، و دست نيازمان را همچنان در راه طلب، گشوده نگاه داشت، امّا ... شايد شهادت تو نيز از آن الطاف خفيّه الهى بود، تا به جويندگان اسلام، حركتى بخشد و بكوشند، تا اين خلأ را پركند. چه شدّتها به جان خريده شد، تا قلمها در دست «مطهّرى» قرار گيرد و با طهارتى از جان برخاسته، به «تطهير» انديشه‏ها بپردازد و افكار «طاهره» را بر لوح دلها بنگارد. چه خوب است كه «قلم» در دست مطهرى‏ها باشد، و منبرها، در اختيار خطابه‏هاى استاد شهيد، و كلاسها، پر از شاگردان او، و كاغذها، پذيراى كلمات آن معلّم.( نقل از محدثی ، جواد ، قطعات ، قم - اردى‏بهشت 1360 ش ) اى روح مطّهر!... اكنون، در اين زمانِ سراسر نياز، كوير تشنه و عطشناك انديشه‏هاى جستجوگر اين نسل، بيش از همه وقت انتظار تو را مى‏كشد و در عصر هجوم «بودن» هاى كاذب و وجودهاى مصنوعى، «نبود» تو را غمگنانه مى‏سرايد و بر بام دلش، آواى اندوه، سر مى‏دهد. اكنون، جوانه‏هاى رُسته از شاخه‏هاى زمان پس از انقلاب، جوياتر از پيش، چشم اميد به بارش انديشه‏هاى تو دوخته است تا همچون هميشه، سرزمين بِكر افكار را برويانى و ساقه‏هاى خشكيده و قحطى زده را به برگ و بار بنشانى. اى روشنايى خورشيد!... چه مى‏شد كه ديگر بار، انفجار فجرى مى‏شد و تابش سحرى از دامان فلق؟... چه مى‏شد كه نسل شب زده ما، طلوع دانش اصيل تو را بر افق افكار خويش به تماشا مى‏نشست واسلام را از زبان تو مى‏نوشيد؟ كه زبان تو مجراى معارف زلال و شيرين مكتب بود. اى باغبانِ بيدار و تيز بين!... باغِ انديشه‏هاى نسل ما، پر از نيلوفر سؤال است. چه مى‏شد كه دستهاى مهربان و صميمى تو علف هرزه‏هاى شبهه‏ها و اشكالات را مى‏چيد؛ و ساقه‏هاى تُرد ذهن ما را آبيارى مى‏كرد و گلبوته‏هاى شناخت ما را مى‏شكوفاند؟! شكسته و بريده باد، دست «فرقان»، كه با تبر ترور، بيرحمانه قامتِ استوار و تنومندِ تو را به خاك افكند و با سربِ مذاب، مغز تو را كه عصاره عمرى تلاش و تجربه و آموختن و اندوختن بود، نشانه گرفت و قلب تو را كه براى اسلام مى‏تپيد از كار انداخت. مطهّرى عزيز!... آنان كه از نزديك با تو نشست و برخاست داشته‏اند و شور و شيدايى تو را در راه معرفت و مكتب ديده‏اند، لقبِ «عاشق» رابر تو زيبنده مى‏بينند و به عشق تو به جمال برتر و كمال والا، شهادت مى‏دهند... اى خلوص زندگى! مطهّرى عزيز!... عرضه اسلام ناب به اين نسل مشتاق، حاصل عمر تو بود و تو خود، حاصل عمر امام. آنچنان كه تو را فرزند عزيز خطاب كرد و در سوگت نشست و غمگنانه و دردمندانه، دُر واره‏هاى اشگ بر چهره‏اش غلتيد. آه... اى چراغ بيدارى! اى دو چشم فروزان، كه در محلّه كوران و در انبوه ديده‏هاى كور سو، به ديدبانى خطّ ايمان ايستادى و نگهبانى برج شرف و شريعت را گردن نهادى و به مرزبانى دين پرداختى و در سنگر بيان، براى هر يورشى از سوى اجانب، پاسخى دندان شكن داشتى و هر نفوذى را به پايگاه عقايد مى‏بستى و هر هجومى را به كشور معارف وحى، با سلاح قلم و با گلوله كلمه جواب مى‏دادى و با «حضور مسلّحانه» در هر صحنه‏اى كه دشمن به تاخت و تاز و دروغ و جعل و تحريف و افساد مى‏پرداخت، نقابها را از چهره‏ها كنار مى‏زدى و انديشه‏هاى شيطانى را از پشت صورتكها بيرون مى‏كشيدى و طشت رسوايى‏شان را بر زمين مى‏انداختى. تو، نقشه‏هاى نهان را كه دست شرك جديد به دستيارى بى مزد خائنان منافق‏ براى ملّت ما مى‏كشيد، مى‏ديدى‏ تو «خطّ سوّم» نامرئى كتابِ «غَسَق» را به تيز هوشى مخصوص خويش، مى‏خواندى... استاد شهيد!... وقتى كه زبان به سخن مى‏گشودى، عناصر ماركسيست و چپ زده و شرق گرا، و خود باختگان بى ريشه و غرب باور، كه افكار وارداتى و پوسيده خود را در خروش انديشه‏هاى ژرف و اصيل اسلامى تو ورشكسته مى‏ديدند، و فلسفه‏هاى منجمد و يخ زده خويش را در گرماى «اصول فلسفه» تو، آب شده مى‏يافتند، چاره‏اى جز جبهه‏گيرى خصمانه نداشتند و سايه‏ات را نيز با تير مى‏زدند. مرعوبان واشنگتن، مجذوبان مسكو، و مفتونان فرانسه، آنانكه به چشم و گوششان «عينك روسى» و «سمعك آمريكايى» زده بودند، دشمنت بودند، چرا كه تو، با دستى پر از معارف قرآن و اهل بيت(ع) به جنگ تفسير مادّى مذهب مى‏رفتى و «ماترياليسم منافق» را كه پشت نقاب تفسير قرآن، چهره پنهان كرده بودى،رسوا مى‏ساختى‏ و خود، شهيد ايمان شدى و كشته حقيقت!... مگر تو خود نگفتى كه: «اگر قرار است من زندگى خود را در راه جلوگيرى از انحراف در اسلام از دست بدهم، بگذار چنين باشد، كه اين بهترين شيوه مردن است»؟ تو گفتى... وامام هم، كه تو را فرزند عزيز و پاره تن خويش دانست، مُهر تأييد بر آن زد و گفت: «شخصى كه عمر شريف و ارزنده خود رادر راه اهداف مقدّس اسلام، صرف كرد و با كجرويها و انحرافات، مبارزه سرسختانه كرد...» آرى... اى شهيد عاشق! وقتى كه دشمنان حق، در ميدان فكر، تو را حريف نبودند، منطق را بر زمين نهادند و اسلحه را برداشتند و به جنگ تو آمدند. آن هم، نه در روز روشن، كه در سياهى شب! نه با منطق و سخن، كه با گلوله و آتش، نه روياروى و جوانمردانه، كه از پشت سر... و بى خبر! آه... اى آبرو بخش قلم! اى قصّه گوى پير بُرنادل! كه بر ساحل تاريخ اسلام و سيره پيامبر و امامان نشسته بودى و برايمان از آن دريا، مرجانهاى درشت و صدفهاى گرانبها ارمغان مى‏آوردى. ديگر چه كسى براى ما «داستان راستان» خواهد گفت؟(9) و كدام زبان گويا، ما را در پرتو «جاذبه على» گرما خواهد بخشيد؟ اى دست نوازشگر و پر بار! بعد از تو كدام باغبان صميمى، دستمان را گرفته و مشام جانمان را با «سيرى در نهج البلاغه» به بوييدن معارف علوى معطّر خواهد ساخت؟ و كدام معلّم، نكات سازنده‏اى از «سيره نبوى» را در مزرع جانمان خواهد كاشت؟ آه... اى معلّم اسلام! وقتى ديدگان ما به «جهان بينى توحيدى» تو افتاد و دريچه «انسان و ايمان» را به رويمان گشودى و چهره «انسان در قرآن» را به ما نماياندى، از «وحى و نبّوت» تو توشه‏ها برگرفتيم و با سنتهاى «جامعه و تاريخ» آشنا شديم و با «شناخت» تو معارف را شناختيم و پروازكنان به سوى «زندگى جاويد» شتافتيم تا شايد دوستى «پيامبر امىّ» را فراهم آوريم و پيوند «ولاء ها و ولايتها» را استوار سازيم. در عصرى كه زنان ما را از درون پوك مى‏كردند و به پوچى مى‏كشاندند، براى دفاع از اين قشرِ بى دفاعِ جامعه، «نظام حقوق زن...» را مطرح ساختى و براى مبارزه با بيمارى برهنگى و مسخ زن، كه ملعبه حرمسراهاى جديد تمدّن وحشى شده بود، «مسأله حجاب» را بعنوان ارزشى و اصالتى براى زن بيان كردى تا اساس جامعه استوار بماند و پيوند خانواده‏ها از هم نگسلد و حرمت خواهرانمان بعنوان يك انسان، محفوظ بماند. مطهّرى شهيد!... بعنوان يك انسان متعهّد، به «انسان و سرنوشت» مى‏انديشيدى و بعنوان يك عالم شيعى مسؤول و آگاه، يك لحظه از سرنوشت جامعه غافل نبودى. در همان زمان كه براى كاشتن بذر ايمان در ذهن نسل پوياى گريزان از مذهب، «علل گرايش به مادّيگرى» را بر مى‏شمردى، با «گفتارهاى معنوى» ات روح معنويّت و تقوا و عرفان را در ما مى‏دميدى و براى ياد آورى گذشته پر شكوه فرهنگ و تمدّن ما، «خدماتِ متقابل اسلام و ايران» را يكايك بازگو مى‏كردى. با تحليل‏هاى دقيقت، احياى تفكر اسلامى را در نظر داشتى و نسل جوان تشنه ما را با «علوم اسلامى» آشنا مى‏كردى و منطق و فلسفه و حكمت و كلام و عرفان و فقه و اصول را در قالبى استوار و بيانى رسا به جويندگان علوم دين مى‏آموختى و در كنار آن، بخاطر دميدن روح حركت و شور انقلاب در امّت مأيوس و وازده و سرخورده اسلامى، «نهضتهاى اسلامى صد ساله اخير» را برايمان تبيين و تحليل مى‏كردى تا امّت مسلمان بپا خاسته و «انقلاب اسلامى» را پى ريزى كنند و زمينه‏ساز «قيام و انقلاب مهدى» گردند و از «شهيد» دادن نهراسند. آرى... استاد عزيز! اينك چندى است كه از شهادتت مى‏گذرد. تو با حضور خود، همه جا را پر كرده‏اى و در ميان ما و در قلب تاريخ، زنده‏اى. گرچه رفتن نابهنگام تو، آوارى از غم، بر سرمان ريخت و دست نيازمان را همچنان در راه طلب، گشوده نگاه داشت، امّا... شايد شهادت تو نيز از آن الطاف خفيّه الهى بود، تا به جويندگان اسلام، حركتى بخشد، و بكوشند، تا اين خلأ را پر كنند. شور آفرينى و حركت زايى و آگاهى بخشى شهادت تو، به جاى خود. ولى... خوارج اين عصر، و نهروانيان اين انقلاب و مارقينِ جمهورى اسلامى، بخصوص گروه «فرقان» كه آن سرو بلند را فرو شكسته و فرار كردند و آن خورشيد تابنده را به غروب نشاندند و خود غايب شدند، اى كاش، وحشت، امانشان مى‏داد، تا لحظه‏اى بايستند و در جارى خونِ تو، جريان ايمان را در اندام جامعه ببينند و در افتادن تو، برخاستن خلقى را تماشا كنند و در سرخى خونت، سر سبزى اسلام را بنگرند، و در خاموشى تو، خروش امّتى مصمّم و خشمگين را بشنوند، كه همه، يك دهان شده بودند و فرياد مى‏زدند: «معلّم شهيدم!... راهت ادامه دارد.» ‏(نقل از : محدثی ، جواد ، از ساحل به دریا ، قم - ارديبهشت 1359 ش)
نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 15:48 | لینک ثابت |

طلوع محمد

زمين و آسمان «مكه‏» آن شب نور باران بود و موج عطر گل در پرنيان باد مى‏پيچيد اميد زندگى در جان موجودات مى‏جوشيد هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود شبى مرموز و رؤيايى به شهر«مكه‏» مهد پاكجانان دختر مهتاب مى‏خنديد شبانگه ساحت «ام القرى‏» در خواب مى‏خنديد زباغ آسمان نيلگون صاف و مهتابى دمادم بس ستاره مى‏شكفت و آسمان پولك نشان مى‏شد صداى حمد و تهليل شباويزان خوش آهنگ به سوى كهكشان مى‏شد

دل سياره‏ها در آسمان حال تپيدن داشت و دست باغبان آفرينش در چنان حالت سر «گل آفريدن‏» داشت.

شگفتيخانه «ام القرى‏» در انتظار رويدادى بود شب جهل و ستمكارى به اميد طلوع بامدادى بود. سراسر دستگاه آفرينش اضطرابى داشت و نبض كائنات از انتظارى دمبدم مى‏زد كه: امشب، نيمه شب خورشيد مى‏تابد ز شرق آفرينش اختر اميد مى‏تابد

در آن حال «آمنه‏» در عالم سرگشتگى مى‏ديد: به بام خانه‏اش بس آبشار نور مى‏بارد و هر دم يك ستاره در سرايش ميچكد، رنگين و نورانى و زين قدرت نماييها نصيب او شگفتى بود و حيرانى

در آن دم مرغكى را ديد با پرهاى ياقوتى و منقارى زمرد فام كه سويش پر كشيد از بام و در صحن سرا پر زد و پرهاى پرندين را به پهلوى زن درد آشنا ساييد بناگه درد او آرام شد، آرام به كوته لحظه‏اى گرداند سر را «آمنه‏» با هاله اميد تنش نيرو گرفت و در دلش نور خدا تابيد چو ديد آن حاصل كون و مكان و لطف سرمد را دو چشمش برق زد تا ديد رخشانچهر «احمد(ص)» را شنيد از هر كران عطر دلاويز محمد را سپس بشنيد اين گفتار وحى آميز: - الا، اى «آمنه‏» اى مادر پيغمبر خاتم! سرايت خانه توحيد ما باد و مشيد باد سعادت همره جان تو و جان «محمد» باد بدو بخشيده‏ايم اى «آمنه‏» اى مادر تقوى! صداى دلكش «داوود» و حب «دانيال‏» و عصمت «يحيا» به فرزند تو بخشيديم: كردار «خليل‏» و قول «اسماعيل‏» و حسن چهره «يوسف‏» شكيب «موسى عمران‏» و زهد و عفت «عيسا» بدو داديم: خلق «آدم‏» و نيروى «نوح‏» و طاعت «يونس‏» وقار و صولت «الياس‏» و صبر بى‏حد «ايوب‏» بود فرزند تو يكتا بود دلبند تو محبوب سراسر پاك سراپا خوب.

دو گوش «آمنه‏» بر وحى ذات پاك سرمد بود دو چشم «آمنه‏» در چشم رخشان «محمد» بود كه ناگه ديد روى دخترانى آسمانى را به دست اين يكى ابريق سيمين در كف آن ديگرى طشت زمرد بود دگر حورى، پرندى چون گل مهتاب در كف داشت «محمد» را چو مرواريد غلتان شستشو دادند به نام پاك يزدان بوسه‏ها بر روى او دادند سپس از آستين كردند بيرون «دست قدرت‏» را زدند از سوى درگاه خداوندى ميان شانه‏هاى حضرتش «مهر نبوت‏» را سپس در پرنيانى نقره‏گون، آرام پيچيدند وز آنجا «آسمانى دختران‏» بر «عرش‏» كوچيدند

همان شب قصه‏پردازان ايرانى خبر دادند: كه آمد تكسوارى در «مدائن‏» سوى «نوشروان‏» و گفت: اى پادشه «آتشكده آذرگشسب‏» ما كه صدها سال روشن بود هم امشب ناگهان خاموش شد، خاموش به «يثرب‏» يك «يهودى‏» بر فراز قله‏اى فرياد را سر داد: كه امشب اخترى تابنده پيدا شد و اين نجم درخشان اختر فرزند «عبد الله‏» نوين پيغمبر پاك خداوندست و انسانى كرامندست

يكى مرد عرب اما بيابانگرد و صحرائى قدم بگذاشت در «ام القرى‏» وين شعر خوش برخواند: «كه اى ياران مگر ديشب به خواب مرگ پيوستيد؟ چه كس ديد از شما آن روشنان آسمانى را؟ كه ديد از «مكيان‏» آن ماهتاب پرنيانى را؟ زمين و آسمان «مكه‏» ديشب نور باران بود هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود بيابان بود و تنهائى و من ديدم كه از هر سو ستاره بر زمين ما فرود آمد به چشم خويش ديدم: ماه را از جاى خود كندند ز هر سو در بيابان عطر مشك و بوى عود آمد بيابان بود و من، اما چه مهتاب دلارايى! بيابان بود و من، اما چه اخترهاى زيبايى! بيابان، رازها دارد ولى در شهر، آن اسرار، پيدا نيست بيابان نقشها دارد كه در شهر آشكارا نيست كجا بوديد اى ياران؟ كه ديشب آسمانيها زمين «مكه‏» را كردند گلباران ولى گل نه، ستاره بود جاى گل زمين و آسمان «مكه‏» ديشب نور باران بود هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود.

به شعر آن عرب، مردم همه حالى عجب ديدند به آهنگ عرب اين شعر را خواندند و رقصيدند: كه اى ياران مگر ديشب به خواب مرگ پيوستيد؟ چه كس ديد از شما آن روشنان آسمانى را؟ كه ديد از «مكيان‏» آن ماهتاب پرنيانى را؟ بيابان بود و تنهايى و من ديدم كه از هر سو ستاره بر زمين ما فرود آمد به چشم خويش ديدم ماه را از جاى خود كندند ز هر سو در بيابان عطر مشك و بوى عود آمد بيابان بود و من، اما چه مهتاب دلارايى! بيابان بود و من، اما چه اخترهاى زيبايى! بيابان رازها دارد ظ‏ض‏غ خ‏ذ ]ع‏ر، اط آسرآذ، ث‏غ‏دآ ط‏غ‏سث بيابان، نقشها دارد كه در شهر آشكارا نيست كجا بوديد اى ياران؟ كه ديشب آسمانيها زمين «مكه‏» را كردند گلباران ولى گل نه، ستاره بود جاى گل زمين و آسمان «مكه‏» ديشب نور باران بود هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود

روانت شادمان بادا! كجايى اى عرب، اى ساربان پير صحرايى؟! كجايى اى بيابانگرد روشن راى بطحايى؟! كه اينك بر فراز چرخ، بينى نام «احمد» را و در هر موج بينى اوج گلبانگ «محمد» را «محمد» زنده و جاويد خواهد ماند «محمد» تا ابد تابنده چون خورشيد خواهد ماند جهانى نيك مى‏داند كه نامى همچو نام پاك پيغمبر مؤيد نيست و مردى زير اين سبز آسمان همتاى «احمد» نيست زمين ويرانه باد و سرنگون باد آسمان پير اگر بينيم روزى در جهان نام «محمد» نيست (مهدى سهيلى )

خجسته زادروز فخر بشر عقل کل ختم رسل پیامبر اعظم اسلام حضرت محمد ابن عبد الله صلی الله علیه و آله و میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت حضرت امام صادق علیه السلام را به پیشگاه مقدس آخرین حجت و جانشین خدا در زمین حضرت امام مهدی (عج) وارث غدیر و به همه مسلمین جهان و عاشقان ایران اسلامی تبریک و تهنیت عرض می نمایم .

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در جمعه هفدهم فروردین 1386 ساعت 3:44 | لینک ثابت |

۲۸ماه صفر

بانگ و فرياد به گوش آيد از افلاك

رحلت ختم رسولان و عزاي حسن(ع) است.

۲۹ ماه صفر : شهادت امام علی ابن موسی الرضا (ع)

                                                 ...............................

رحلت رسول خدا «ص» و فرزندان گراميش امام حسن مجتبي و امام علي بن موسي الرضا عليهما السلام را به آخرين حجت خدا امام مهدي عج و آنان كه آخرين پيام (قال رسول الله صلي الله و آله و سلّم : اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي فانّهما حتي يردا علي الحوض . (……را باجان دل شنيدند  و به فرمان رسول خدا در غدير لبيك گفتند بويژه امت اسلامي و همه عاشقان ایران اسلامی تسليت عرض مي نمائيم .

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 ساعت 23:56 | لینک ثابت |

امروز ۲۲ بهمن ۱۳۸۵ جهان شاهد حماسه ای دیگر از ملت سلحشور ایران اسلامی بود و ایران اسلامی  با حماسه حضور جند میلیونی خود در راهپیمائی ۲۲ بهمن دشمنان را مایوس و ناامید کرد و به جهانیان نشان داد این ملت از انقلاب اسلامی خسته نشده و با نثار جان از انقلاب اسلامی و ارزشهای آن دفاع می کند و یاوه گوئیهای آمریکا و اروپا و اسرائیل در اراده فولادین امت انقلابی تاثیری ندارد و از انرژی صلح آمیز هسته استفاده خواهد کرد و فن آوری انرژی هسته حق مسلم ایران اسلامی است و احدی نمی تواند ایران را از این حق طبیعی منع کند آمریکاهم غلطی نمی تواند بکند .تعرض اسرائیل به مسجدالاقصی تعرض به جهان اسلام است و اسرائیل تاوان تعرضش را خواهد داد . اللهم عجل لولیک الفرج والنصر
نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 23:22 | لینک ثابت |

ایام الله دهه مبارکه فجر انقلاب اسلام بر ملت سلحشور ایران اسلامی مبارک باد

در يوم الله 22 بهمن 1385ملت ايران اسلامي متحد و يك پارچه در مراسم راهپيمائي شركت نموده و با مشتهاي گره كرده ونداي الله اكبر به جهانيان اعلام مي دارند ما به ارزشهاي اسلامي پايبنديم و از حق مسلم ايران اسلامي در استفاده  از انرژي هسته اي صلح آميز نخواهيم گذشت . و نثار جان خود از عزت و شرف و مليت خود دفاع مي نماييم . و آنانكه عشق به ايران بزرگ را در بندگي و بردگي بيگانگان مي دانند ودل در گروه محبت ظالمان و جهانخواران دارند بدانند که عاشقان ایران اسلامی زیر بار ذلت بیگانگان نخواهند رفت و شرف و عزت و ملیت خود را به بیگانگان نخواهند فروخت و چون کوهی استوار به ساخت میهن اسلامی خود ایران بزرگ خواهند پرداخت و اراده فولادین امت را هیچ تهدیدی در هم نخواهد شکست     

سلام بر شهیدان و امام شهیدان و درود به مقام معظم رهبری سکاندار کشتی انقلاب اسلامی ایران بزرگ در عصر غیبت امام مهدی عج  پاينده باد كشور مقتدر هسته اي  ايران اسلامي

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 ساعت 22:50 | لینک ثابت |

یا صاحب الزمان ای حجت خدا در زمین ای وارث غدیر ای منتقم خون پاک شهیدان راه خدا در طول تاریخ ای ولی خون جدت امام حسین (ع) و یاران با وفای خدا جویش امشب شب عاشورای جدت است تورا به جان مادرت زهرا سلام الله علیها از خدا بخواه که اجازه حضورت را در دولت جهانیت صادر فرماید تا قلب  مادرت زهرا (س) و جدت رسول خدا (ص) و امام علی (ع) و جدت امام حسین (ع)  و عمه ات زینب (س) از ظهورو حضورت در ایجاد دولت جهانی که خداوند وعده ان را داده است شاد گردد .

مولاجان شهادت جدت و یاران خداجویش و عمویت عباس را به محضر مقدست و به همه منتظرانت و همه عاشقان ایران اسلامی

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 1:2 | لینک ثابت |

حضرت امام رضا (ع) :

بر جدم ابي عبد الله الحسين گريه كنيد به جهت اينكه مصيبت ابي عبد الله آن قدر بالا است كه هيچ مصيبتي به پاي اين مصيبت نمي رسد .

السلام عليم يا صاحب الزمان

يا امام زمان ، اي حجت خدا ، اي منتقم خون شهيدان ، اي وارث غدير ماه محرم است ماه عزاي آل محمد(صلي الله عليه و آله و سلم) و شما اي محبوب عالميان عزادار ،  مصائب جد بزرگوارت حضرت سيدالشهدا و عمويت ابالفضل و ياران خدا جويش  عليهم السلام و اسارت عمه ات زينب عليهالسلام و ديگر خاندان پاك پيامبر اعظم (ص) كه نتيجه  فراموش كردن فرمان غدير( روز ابلاغ ولايت و امامت) بود را به پيشگاه مقدست و به همه بيدارگران اقاليم قبله ، مقام معظم رهبري انقلاب اسلامي ايران وديگر  شيعيان غدير باور عاشورائي منتظر چشم به راهت ،  تسليت عرض مي نمايم .اماما در اين ايام كه قلب نازنينت  در مصائب جدت حسين و يارانش خون است ، پيكان زهر آلود  دشمنان ديرينه جدت و قرآن ( مستكبران و يزيديان زمان ) شيعيانت را نشانه گرفته اند .

اماما از درگاه قادر منان درخواست مي نمائيم كه به حرمت خون پاك شهيدان كربلا اجازه ظهور و حضورت را صادر و قلب مادر عزيزت حضرت زهرا وسينه مجروح جدت امام حسين را التيام بخشد

اماما  فرموده اي كه :

من براي مومني كه ياد آور مصيبت جد شهيدم شود ، سپس براي تعجيل فرج و تائيد من دعا كند ، دعا مي كنم (امام مهدي عج : )

مولاي من گرچه قلم و بيانم عاجز است كه ياد آور مصائب جدت امام حسين باشد ، ولي از قلم دلسوختگان حماسه عاشورا بهره مي گيرم در پيرامون محرم و عاشورا مطالبي را تقديم پيشگاهت مي نمايم .

عزادارى

عزادارى، احياء خط خون و شهادت، و رساندن صداى مظلوميت آل على به گوش تاريخ است.((اشك))، زبانِ دل است و «گريه»، فرياد عصر مظلوميّت.
رسالت «اشك»، پاسدارى از «خون شهيد» است.
عزاداران حسينى، پروانگانى شيفته نورند كه شمع محفل‏آراى خويش را يافته و از شعله شمع، پيراهنِ عشق پوشيده‏اند و آماده جان باختن و پرسوختن و فدا شدن‏اند.
عزادارى براى شهيد كربلا، انتقال «فرهنگ شهادت» به نسلهاى آينده است.
عزادارى، شور و عاطفه را از شعور و شناخت، بر خوردار مى‏سازد و ايمان را در ذهن جامعه هوادار، زنده نگه مى‏دارد.
عميقترين پيوندها ميان عقل و عشق و عاطفه و برهان، در سايه عزادارى براى عاشورا شكل مى‏گيرد.

(محدثي،‌جواد ، قطعات ، عاشورا، محرّم ، قم )

حسين عليه السلام :

حسين(ع) مرگ را «پل عبور» به آخرت مى‏دانست و «بقا» را در «فنا» مى‏جست و «پيروزى» را در «شكست»! «زندگى» را در «مرگ» مى‏ديد و «ماندن» را در «رفتن» و «حضور» را در «غيبت» مى‏شناخت و «شهادت» را حضور جاودانه در تاريخ مى‏دانست و مرگ را براى فرزندان آدم، همچون گلوبندى زيبا برسينه دخترى جوان، شايسته مى‏ديد.
حسين(ع) شناگر درياى خون بود و رهپوى وادى عشق. و در قربانگاه خود، در آخرين لحظات نيز، سرود توحيد و رضا خواند.
حسين(ع)، كربلايى نيست، جهانى است.
حسين(ع)، هم ((راه)) است و هم «راهنما». هم كاروان است و هم قافله سالار.
حسين(ع)، كشتى نجات و مشعل هدايت است.
هنوز هم بشريّت، تشنه درسهاى «مكتب عاشورا»ست، مكتبى كه الفباى آن، فداكارى، جانبازى، خلوص و خدامحورى است.
حسين(ع)، چشمه‏اى از حقيقت و حرّيت است كه تا ابد كام تشنگان آزادى را سيراب مى‏سازد.
فرهنگ عاشورايى و منطق حسينى، «نفى خود» براى «اثبات خدا»ست.

ميلاد حسين(ع)، روز پاسدار، ( محدثي ، جواد ، قطعات )  

عاشورا

((غدير على))، «حراى محمّد» است، در جلوه‏اى پس از بيست و سه سال.
((عاشوراى حسين))، دادخواهى غدير على(ع) است، پس از نيم قرن مظلوميّتِ حقّ.
((عاشورا))، سقّاى تشنه كامانِ عزّت است،
عاشورا، انفجارى از نور و تابشى از حق بود كه بر «طور» انديشه‏ها تجلى كرد و «موسى خواهان» گرفتار در «تيهِ» ظلمت را از سرگردانى نجات بخشيد.
عاشورا درخششى بود كه در دل دشمن، ترس ريخت و در دل دوست، اميد آفريد و مردگان را بيدار ساخت و غافلان را به هوش آورد و «شب» را تا پشت دروازه‏هاى شهر شرك و قلعه نفاق، تاراند.
گرچه در آن نميروز سرخ، در آن صحراى آتشگون، در آن كربلاى «آزمايش»، قيام قيامت در خون نشست، ولى فرياد رسايت در عمق زمان برخاست.
اى حسين!... گرچه در آن «نينوا» ناى حقيقت‏گوى تو را بريدند، امّا ... نواى «حق، حقِ» تو در تاريخ، همچنان ماندگار شد و جاودانه ماند.(محدثي ، جواد ، قطعات )
اى حسين! كربلاى تو، انقلاب آموز و انسان‏ساز نسلها و قرنها و سرزمينها بود و عاشوراى تو، بارور سازنده لحظه‏ها و روزها و سالها.(محدثي ، جواد ، قطعات )

عبّاس بن على(ععليه السلام

عبّاس اسوه فرماندهان و الگوى پرچمداران است، در وفا و اخلاص، در ايمان و جهاد، در استقامت و پايمردى، در فتوّت و جوانمردى، در اطاعت از امام خويش، و در هر خصلت نيك و صفت ارزشمندى كه كرامت يك انسان به آن بسته است.
آن سردار فداكار، با لبى تشنه، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردى و وفايش نگذاشت كه او، آب بنوشد و «امام» و اهل‏بيت و كودكان، تشنه باشند، خود از آب ننوشيد، و فرات را تشنه لبهاى خويش نهاد، و ... دست عطش فرات، ديگر هرگز به دامن وفاى عبّاس نرسيد!
اين ايثار را كجا مى‏توان يافت؟ اين همه فداكارى مگر در واژه مى‏گنجد؟
دستان اباالفضل(ع) قلم شد، و اين دستها، براى آزادگان جهان، عَلَم گشت.
عبّاس، علمدار كربلاست، و سقّاى لب تشنگان و تشنه شهادت و كشته راه«وفا».
آموزگار عشق ووفاست، و الهام‏بخش صبورى و ايثارگرى و بزرگوارى.
نمونه بارز روح بلند و خدايى يك جان بر كف عاشورايى است، كه نگاه على بر نگاهش گِره خورده و روح علوى و شور حسينى در جان و سر و سينه اوست.( محدثي ، جواد ، قطعات )

سيماي حضرت امام حسين عليه السلام در قرآن

از ابن عباس رواست كرده اند: وقتى كه آيه قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى « شوري آيه 23» نازل شد ياران پيغمبر گفتند: يا رسول الله ! كيستند اين خويشاوندان تو كه مودت و دوستى آنه بر ما واجب گشته ؟ فرمودند: على عليه السلام و فاطمه عليه السلام و دو پسر آنها حسن و حسين عليه السلام .

آيه مباهله (آيه 61 سوره ال عمران ): ‹ فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله على الكاذبين› منظوراز ابنائنا آقازادگان امام حسن وامام حسين عليهما السلام است ،

.  سيماي حضرت امام حسين عليه السلام در قرآن

از ابن عباس رواست كرده اند: وقتى كه آيه قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى « شوري آيه 23» نازل شد ياران پيغمبر گفتند: يا رسول الله ! كيستند اين خويشاوندان تو كه مودت و دوستى آنه بر ما واجب گشته ؟ فرمودند: على عليه السلام و فاطمه عليه السلام و دو پسر آنها حسن و حسين عليه السلام .

آيه مباهله (آيه 61 سوره ال عمران ): ‹ فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله على الكاذبين› منظوراز ابنائنا آقازادگان امام حسن وامام حسين عليهما السلام است ،

امام حسين عليه السلام در آئينه انديشه رسول خدا صلي الله عليه و آله

رسـول گرامى اسلام (ص ) به مهمانى دعوت شده بود با گروهى از اصحاب به ميهمانى مى رفت درراه امام حسين (ع ) را ديد كه در كوچه بازى مى كند, پيش رفت تا او را بگيرد, ولى او كودكانه گريخت وهر چه حضرت به دنبال

دنبال او رفت , او به سوى ديگرى جست و آن حضرت همچنان خنده كـنـان او را دنـبـال مـى كرد تا او را گرفت آن گاه دستى بر پس گردن و دستى در زير چانه او گرفته دهان بر دهانش گذاشت واو را بوسيد.
و بـعد فرمود: حسين از من است و من از حسينم , خدا دوست بدارد كسى را كه حسين را دوست دارد .

( انـسـاب الاشـراف , احمد بن يحيى بن جابر بلاذرى)

زيـد بـن حـارثـه نقل مى كند: مى خواستم براى انجام كارى خدمت رسول خدا(ص ) برسم شبانه بـه مـنـزل آن حـضـرت رفتم و درب خانه را كوبيدم پيامبر در حالى كه چيزى در زير عباى خود داشـت , بـيـرون آمد پس از آن كه كارم تمام شد, پرسيدم : اى رسول خدا! چه همراه دارى ؟ . عباى خـويـش را بـه كـنـار زد وحـسن و حسين را كه در برگرفته بود به من نشان داد و فرمود: اينان فرزندان من و فرزندان دختر من هستندآن گاه رو به آسمان كرد و فرمود:.
اللهم انك تعلم انى احبهما فاحبهما و احب من يحبهما.
 خدايا! تو مى دانى كه من اين دو را دوست دارم , پس آنها را دوست بدار و دوست بدارهر كس آن دو را دوست بدارد.

 (تـاريـخ طبرى , ابى جعفر محمد بن جرير طبرى).

سـلـمـان فـارسـى نـيز از پيامبر اكرم در خصوص امام حسين و امام حسين روايت كرده است كه فرمود:.
من احبهما احببته و من احببته احبه اللّه و من احبه اللّه ادخله جنات النعيم , و من ابغضهما اوبغى عليهما ابغضته و من ابغضته ابغضه اللّه و من ابغضه اللّه ادخله نار جهنم و له عذاب مقيم .
هـر كس فرزندانم حسن و حسين را دوست بدارد, من او را دوست دارم و هر كس من اورا دوست بـدارم , خـداونـد او را دوست دارد و هر كس خدا او را دوست بدارد به بهشت هاى پر از نعمت وارد خواهد شد اما هر كس آن دو را دشمن بدارد و بر آنها ستم روادارد, من او را دشمن خواهم داشت و هر كس من او را دشمن دارم , خداوند او را دشمن دارد و به آتش جهنم در افكند و در عذاب پايدار بماند

(: طبقات ابن سعد, محمد بن سعد بن منيع هاشمى بصرى ).

 ايـن عـلاقـه و عنايت ويژه پيامبر اكرم (ص ) به امام حسين (ع ) و اهل بيت (ع ) را صرفا نمى توان به يك رابطه عاطفى و علاقه خويشاوندى حمل كرد مضامين رواياتى كه در كتب فريقين فراوان نقل شـده اسـت , نـشـان مى دهد كه رسول خدا(ص ) با اطلاع و آگاهى از مسير آينده جامعه اسلامى , مـى خـواستندبدين وسيله راه حق و باطل را به روشنى از يكديگر تفكيك و متمايز سازند در واقع پـيـامـبـر اكرم با اين سخنان گويا همه دشمنى ها و كينه توزى هايى را كه در آينده بر ضد خاندان نبوت انجام خواهد شد, براى حق پويان و حقيقت طلبان پيش گويى مى كردند شايد از اين روست كـه در روايـات ديگر, رسول خداصريحا از جنگ و پيكار بااهل بيت ياد كرده است و جنگ باايشان را همچون جنگ با خودش دانسته است .
دانـشـمـندان برجسته اهل سنت از زيد بن ارقم و ابوهريره و ديگران روايت كرده اند كه پيامبر در هـنـگام فوت , آن گاه كه در بستر بيمارى افتاده بود, رو به على و

 دانـشـمـندان برجسته اهل سنت از زيد بن ارقم و ابوهريره و ديگران روايت كرده اند كه پيامبر در هـنـگام فوت , آن گاه كه در بستر بيمارى افتاده بود, رو به على و فاطمه و حسن و حسين كرد و فـرمـود: ((انـا حـرب لـمن حاربكم و سلم لمن سالمكم , يعنى : من با هر كس كه با شما بجنگد در جنگ خواهم بود و با هر كس با شما دوستى كند دوست خواهم بود)) (: معجم طبرانى , ابوالقاسم سليمان بن احمد طبرانى).  { ازكتاب امام حسين از ديدگاه اهل سنت، مركز پژوهش هاي صدا و سيما  }

 سكوت نابخشودنى

امام حسين (ع) هنگام عزيمت به سوى عراق در منزلى بنام «بيضه» خطاب به سپاه «حر» خطبه‏اى ايراد كرد و طى آن انگيزه قيام خود را چنين شرح داد:
«مردم! پيامبر خدا (ص) فرمود: هر مسلمانى با سلطان ستمگرى مواجه گردد كه حرام خدا را حلال شمرده و پيمان الهى را در هم مى‏شكند، با سنت و قانون پيامبر از در مخالفت در آمده در ميان بندگان خدا راه گناه معصيت و عدوان و دشمنى در پيش مى‏گيرد، ولى او در مقابل چنين سلطانى، با عمل و يا با گفتار اظهار مخالفت نكند، برخداوند است كه اين فرد (ساكت) را به كيفر همان ستمگر (آتش جهنم) محكوم سازد.
مردم! آگاه باشيد اينان(بنى اميه) اطاعت خدا را ترك و پيروى از شيطان را برخود فرض نموده‏اند، فساد را ترويج و حدود الهى را تعطيل نموده، فئ را (كه مختص به خاندان پيامبر) به خود اختصاص داده‏اند و من به هدايت و رهبرى جامعه مسلمانان و قيام بر ضد اين همه فساد و مفسدين كه دين جدم را تغيير داده‏اند، از ديگران شايسته ترم...» ( سيره پيشوايان )

پيام عاشورا

ـ  زنده نگاه داشتن نماز وروح بندگي خدا در انسانها   ، احياي روح آزادگي وظلم ستيزي  

ـ  زنده نگاه داشتن فرمان امر به معروف و نهي از منكر

ـ  افشاي چهره يزيد و يزيديان و يزيد صفتان زمان

 ـ  رسوا كردن حكومت هاي جور و بي ديني و اجراي احكام قرآن

شعار امت اسلامي ايران در عاشورا

عاشورا روز تجديد حيات امت اسلامي است ، در اين ايام انسانهاي آزاده در كوثر حسيني شستشومي كنند و در مكتب عاشورا درس مردانگي و پايمردي و آزادگي و روش دينداري و بندگي را مي آموزند . و تلاش مي كنند تا حس امر به معروف و نهي از منكر و احساس شهادت ، احساس جهاد في سبيل الله و احساس فداكاري در راه خدا در ميان امت زنده و پاينده گردد كه اين فلسفه عاشورا است .و بر اساس اين فلسفه و پيام بود كه امت اسلامي ايران در ماه محرم با فرياد الله اكبر با رهبري حضرت امام خميني (ره) كاخ ظلم و ستم شاهنشاهي ويران ودست  بيگانگان و متجاوزين به كشور امام زمان عج  را كوتاه نمود . و با شناخت فلسفه عاشورا است كه فرد ، فرد عاشقان ايران اسلامي يكصدا ميگويند :   يَا أبَا عَبْدِ اللهِ ، إنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَوليٌ لِمَنْ والاكُم وعدوٌّ لِمَنْ عَاداكُمْ إلى يَوْمِ القِيامَةِ ( زيارت عاشورا )

يعني كه : اي آمريكا و اروپا ، ما از انقلاب اسلامي خود كه ثمره عشق و باورمان به عاشوراي حسيني است دست نمي كشيم و تا پاي جان ايستاده ايم و از اسلام دفاع خواهيم كرد .

در پايان :

اميد واريم ملت عزيز ما با تمسك به معنويت حسين بن علي ‹ع› و با آشنائي بيشتر با آن بزرگوار عزت و افتخاروسربلندي را براي خود كسب كند . همچنكه بحمد الله به بركت حسين بن علي و به بركت اسلام و قرآن از عزت و افتخار معنوي برخوردار بوده و هست .    (مقام معظم رهبري مد ظله العالي )

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در دوشنبه دوم بهمن 1385 ساعت 2:4 | لینک ثابت |

 

نوشته شده توسط جليل محمودي مرودشتي در دوشنبه هجدهم دی 1385 ساعت 11:43 | لینک ثابت |